جلسه ۳۸
5بخاطر اثري كه اين شمس در قواي مادي يا در قواي ملكوتي و مثالي عالم بوجود ميآورد و اين اثر يك ضرري را مترتب ميكند كه براي دفع آن ضرر، شارع گفته است، صلاه آيات واجب است، يا فرض كنيد زلزله و امثال ذلك، يا اصلاً نميگوييم ضرر است حالتي را به وجود ميآورد كه شارع اين حالت را براي مصلحت تامهاي كه الزامي براي مكلف ميداند اين حكم را كرده است، چرا حكم به ضرر بكند، البته در روايات داريم نسبت به اين قضيه كه براي دفع بعضي از امور این صلاه واجب است پس بنابراین فرق بین صلاه بالنسبه به زوال وبین صلاﺓ بالنسبه به صلاﺓ آيات این فرق روشن ميشود كه شارع زوال را شرط تامه براي وجوب صلاه نميداند ظرف تحقق ميداند نه شرط تامّه و علت تامّه براي او، در حالتي كه در صلاه آيات ما اين را داريم لذا مكلف ميتواند خود رادر معرض زلزال قرار ندهد و در عمرش مكلف نشود و نماز آيات نخواند ؟ ميشود، چرا نميشود، مكلف ميرود در يك زميني زندگي ميكند كه در آن زمين در تمام صدسال يك مرتبه هم زلزله نيامده است بله ميشود مكلف ميرود خود را در يك وضعيتي در يك جايي قرار می دهد كه اصلا در آنجا فرض كنيد نه خسوف مي شود نه كسوف ميشود مكلف مثلا شصت سال عمر ميكند در حالي كه يك مرتبه هم نماز آيات در طول عمرش نخوانده آيا اين معاقب است؟ معاقب نيست، حالا يك مكلف هم هست هر روز بايد نماز آيات بخواند در يك منطقه زلزله خيز قرار دارد كه هر روز زلزله ميآيد خوب اين بايد هر روز نماز آیات بخواند آن در تمام شصت سال عمرش يك مرتبه هم نباید بخواند هيچ اشكالي هم ندارد به اندازه سر سوزني هم اين بر آن ترجیح ندارد خدا خودش گفته، است اگر در اين شرايط واقع شدي بخوان اگر نشدي نخوان، مسالهاي نيست، اشكال ندارد.

