جلسه ۳۸
2ولي ما اين مطلب را در مورد فرض كنيد صلاه آيات نميبينيم در صلاﺓ آيات كه نداريم مكلف بيست و چهار ساعت صلاه آيات بخواند، نه هر وقتي كه خسوف يا كسوف شد، صلاﺓ آيات بايد خواند، نه هميشه و دائماً، خوب خسوف و كسوف شايد بشود شايد نشود شدن و نشدن که ديگر در اختيار ما نيست اين كه صلاه متوقف بر خسوف است، اگر خسوف يا كسوف شد آن موقع صلاه واجب ميشود، اين مطلب را به انسان القا ميكند كه تحصيلِ اين شرط، بواسطه حضورِ در مكانِ خسوف يا در زمان خسوف و عدم تحصيل آن بواسطه هجرت و ابتعاد از مكان و زمان خسوف، اين در اختيار مكلف است، اگر مكلف در زمان خسوف بود صلاه آن موقع برايش واجب مي شود، آیا شارع گفته كه حتما شما كه در فلان بلد ميرويد در شب خسوف بايد در آنجا حضور داشته باشيد و نماز آیات هم بخوانيد؟ نه، بنده مسافرت ميروم ، فرض کنید، ميروم اصفهان و ميدانم وقتي در اصفهان رفتم در شب دوم خسوف واقع ميشود، خوب بلند ميشوم روز قبلش ميآيم بيرون، شارع كه من را نميتواند الزام کند به این که چون امشب در اين جا خسوف واقع مي شود بمانيد و بعد هم نماز خسوف بخوانيد، این خلاف اطلاق است، اطلاق يعني مسالۀ حكم و الزم از اختيار تو که مكلف هستی خارج شد. اين معناي اطلاق است. اطلاق يعني مساله وجوب و ضرورت ديگر به عهده تو نيست، اشتراط یعنی به عهده تو است. اين موقوف بر اين است، حالا يا به عهده تو است يا نيست مطلب ديگر است، ولي بر عهدۀ حصول شرط است، مساله اصلا به تو كاري ندارد حالا خودت يا ميتواني جلوي شرط را بگيري يا نميتواني، آن ديگر به اين مساله كاري ندارد اطلاق ميگويد اين قضيه بر عهده تو نيست و اين حكم گريبانگير تو شده است منتهي يا اين حكم مستمر است و يا موقوف بر زمان است آن يك مطلب ديگر است كه توضيح آن خواهد آمد.

