جلسه ۳۷
2پس بنابراين شما ديديد كه در تحصيل مقدمه اين لحاظ هاي مختلفي مولا به واسطه آن لحاظ ها، انبعاثِ طلب و امر از نفس مولا مُتُمَشّي ميشود كه آن انبعاث طلب بر اساس كيفيت ارتباط بين ايجاب و بين مامور به است آن كيفيت انبعاث، نحوه ظهور خارجي مامور به را براي مكلفين روشن ميكند، آن حالتي كه مولا در نفس نسبت به اين مساله دارد، اين مساله بسيار مساله دقيقي است اين را در نظر داشته باشيد تا به آن برسيم.
پس بنابراين، آن تعليقي كه مولا ميكند بر آن شرط ، آن شرط همان طوري كه عرض شد از دو حال خارج نيست يا در تحت قدرت مكلف است يا در تحت قدرت مكلف نيست آن كه در تحت قدرت مكلف نيست يك صورتي دارد که نسبت به او مطلب فرق ميكند مساله باز نسبت به او تفاوت ميكند كه بحثش را بعداً ميكنيم بعضي از چيزها هست كه در تحت قدرت مكلف نيست ولي از باب اين كه وقوعش حتمي است و مُتيقّن الوقوع هست مولا نظر بر اختيار مكلف بر اتيان و عدم اتيان او ندارد بلكه آن شرط را به عنوان ظرفِ فعليت براي واجب ميداند، مثل صلاﺓ بالنسبه به زوال، گرچه زوال شمس در تحت قدرت مكلف نيست، ولكن بر حسب جَرْي و عادت مساله زوال يك مساله متحققالوقوع است شمس در اين موقع اين زوال را پيدا خواهد كرد، شارع نميآيد وجوب را معلق بكند بر زوال به عنوان واجب مشروط، كه اگر قبل از زوال، بود اين واجب در اين جا منتفي است و اصل خود وجوب در كینونيتش و در تعلقش بر مكلف، متحقق بر زوال است وقتي كه زوال شد تازه الان وجوب صلاه آمد، يك ثانيه قبل از زوال اصلا نه وجوبي بود و نه صلاتي و نه هيچ چيز، همين كه الان زوال شد وجوب صلاه آمد؟ نخير، اين منظور نيست در اینجا، واجب حتي واجب مطلق است نسبت به زوال، منتهي عرض ميكنيم آن تعليقي كه در صاحب فصول گفتند در اينجا آورده ميشود اين قضيه مربوط ميشود به اموري كه آن امور در تحت اختيار مكلف نيست، خب در تحت قدرتش نيست، اين مساله به آن امور برگشت داده ميشود نه اين كه در تحت اختيار مكلف نيست ( من در اين جا مساله را پس و پيش آمدم گفتم ) در تحت قدرت بودن و در تحت قدرت نبودن، دخالتي در كينونيت وجوب ندارد، آن لحاظ مولا را نسبت به آن فعل بايد در نظر گرفت كه در بحث واجب معلق ما صحبت خواهيم كرد.

