جلسه ۳۷
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در روز گذشته عرض شد كه تعليق حكم و اراده بر شرط يا بر قيد، در نفس مولا ممكن است كه به صور مختلفي باشد و به لحاظ هركدام از اين صور، حكم خاص خود را پيدا ميكند، در مساله تعليقِ امر بر قدرت به نحو كلي، البته مساله شرط را الان ذكر ميكنيم، تا بعد مساله قدرت و اخصّ از آن قدرت كه استطاعت است در آنجا مطرح بشود، بطور كلي تعليقِ امر بر یک قيد كه در تحت قدرت فاعل و مكلف است، به اين نحو كلي در تحت قدرت است، فرض كنيد مولا معلق ميكند صلاﺓ را بر تحصيل طهارﺓ يا بر استقبال، يا اين كه فرض كنيد وجوب صلاﺓ جمعه را متوقف ميكند بر اجتماع سَبعَهِ اشخاص و يا ساير موارد از واجبات.
در اين جا كه اين شرط در تحت قدرت اين مكلف هست اين مساله به اين صورت امروز خدمت رفقا عرض ميشود و ديگر راجع به اين مطلب، بحث را تمام ميكنيم، گرچه قول داديم از امروز در رابطة بعضی از اختلافات در مساله واجب مطلق و مشروط صحبت كنيم، ولي من وقتي كه بحث تمام شد روز گذشته، ديدم بعضي از مطالب جا مانده، اين طور تصور كردم در ذهنم كه آن مطالب را بياورم و تصحيح كنم تا اين كه كيفيت ورود و خروج اين بحث در نزد ساير افراد، مشخص بشود كه نقطه اختلاف در كجاست؟
در تعليق امر بر قيد يا بر شرطي كه بطور كلي در تحت قدرت مكلف است، بر خلاف مثلا زوال يا بر خلاف همانطوري كه عرض شد حكمِ به جهاد كه بايد منوط به حضور امام معصوم عليه السلام باشد، آن در اختيار مكلف نيست يا اين كه زوال در اختيار مكلف نيست طلوع فجر در اختيار مكلف نيست يا اينكه اكرام زيد را متوقف ميكند بر مجيء زيد، كه آن در اختيار مكلف نيست در يكي از صوري كه ذكر شد در اين مثال، يك وقتي اكرام را متوقف ميكند بر مجيء زيد منتهي مكلف هم در تحصيلِ اين مقدمه، تكليف دارد واجب است يعني بايد زيد را بياورد در اين بلد و وقتي كه آورد حالا اكرامش بكند يعني چه خود زيد في حد نفسه بيايد در اين بلد، واجب است اكرام وچه اين كه زيد نيايد ولي منظور مولا اكرام زيد است در اين بلد، در شب كذائي. در اين جا به نحوي اکرام لحاظ شده است كه حتما حاصل بشود در، خود مكلف هم بايد به ايجاد مقدمه موصله قيام كند يعني بايد برود زيد را فرض كنيد از يك شهرستاني كه هست بردارد وبياورد و در آن شب او را اكرام كند اين يكي از آن مواردي بود كه در اين جا ذكر نشده است، گرچه حكم مولا رفته روي اكرام زيد بر فرضِ مجيء، منتهي اين فرض مجيء در اين جا به عنوان شرط وجود است نه به عنوان شرط وجوب، نه اين كه مولا بگويد اگر زيد آمد او را اكرام كن اگر نيامد هم اكرام نكن، به تو هم هيچ ارتباطي ندارد بيايد يا نيايد هر وقت زيد را در اين بلد ديدي يجب عليك الكرام اين گونه نميگويد مولا ميگويد اكرام زيد بر فرض مجيء واجب است، ولكن اين فرض مجيء فرض وجود است، يعني زيد بايد در قم اكرام بشود و همه ببينند و مشاهده كنند كه شما او را اكرام كردي اگر اين اكرام را صد جا در تهران بكني اين فايده ندارد اين بايد در قم بيايد و در مرئي و منظر باشد و در شب فلان هم بايد باشد كه همه هستند و اجتماع دارند و در جلوي چشم آنها زید اكرام بشود در اين جا تعليق اين حكم بر مجيء زيد، به عنوان شرط الوجود است نه به عنوان شرط وجوب، يعني خود مكلف نه تنها از مجيء زيد نبايد ممانعت كند بلكه بايد برود و زيد را بياورد خودش قيام به تحصيل مقدمه كند براي مقدمه وجوديه كه اين زيد در اين جا در آن شب حضور داشته باشد كه امر مولا به واسطه اين عدم حضور، ترك نشود.

