اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۷

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - اختلاف لحاظ مولا از تعلق هیئت امر بر یک قید (4) - 13-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۷

6
  • خب در اين جا شخص مي‌تواند بگوید كه شارع كه در اختيار من گذاشته تحصيل مقدمه را ، جلوي تحصيل مقدمه را مي‌گيرم اصلاً به اندازه‌اي كار مي‌كنم كه مصارفم به اندازه موؤنه سنه ام باشد تمام شد، ارباحي كه در اين جا بدست مي‌آورم به اندازه موؤنه سنه ام باشد در این صورت وجوبی هم نیست، اين مي‌شود واجب مشروط، واجب مشروط در آنجائي است كه نظر شارع در اين وجوب، بر حصول شرط است، حصول شرط، علت براي انبعاثِ امر است و عدمش علت براي عدم انبعاث است و در اين دو قضيه هيچ فرق نمي‌كند چه باشد چه نباشد اما اگر حاصل شد اين مساله پيدا مي‌شود، مثل اين كه فرض كنيد وجوب صلاهِ آيات، وجوب صلاﺓ آيات متوقف بر كسوف وخسوف است حالا كسوف و خسوف پيدا شد، واجب است اگر نشد واجب نيست، الآن من مي‌دانم طبق تقويم دقيق كه فردا در اين بلد خسوف پيدا خواهد شد، بلند مي‌شوم الان جايم را عوض مي‌كنم مي‌روم آن طرف دنيا در استراليا كه در این موقع در آنجا خسوف وجود ندارد، هیچ اشکال ندارد، شارع كه نگفته حتماً باید سرجايت باشي خسوف را ببيني و نماز آيات هم بخواني، نخير، يا فرض كنيد در اين جا من مي‌دانم كه اداره زلزله ‌نگاري (كه دوساعت بعد از زلزله تازه مي‌گويند زلزله آمد) گفته كه امروز بعدازظهر ساعت 4 در قم زلزله مي‌شود من هم خيلي آدم ترسو! مي‌گويم عجب زلزله مي‌شود؟! پس بلند شوم فرار كنم (آخر بعضي‌ها من ديدم كه قبل از زلزله مي گويند بله، امتحان الهي است بديهي است ولي تا يك خورده زیر پايشان تكان خورد چنان فرار كردند و رفتند به سمت بله كه بروند از اين منطقه دور شوند خب حرف زدن خيلي خب است) من از زلزله خيلي مي‌ترسم مي‌گويند آقا امروز زلزله خواهد آمد و ساعت 4 است بسیار خب من الان اين منطقه خودم را ترك مي‌كنم مي‌روم در يك منطقه‌اي كه مي‌دانم اين زلزله شعاعش به آنجا كشيده نمي‌شود در اختيار من است اشكال ندارد، چرا؟ چون شارع نگفته حتما بايد توي منطقه‌ات باشي و شاهد زلزله باشي اگر در اين جا بودي و يك همچنين وصفي و قيد و شرطي اتفا ق افتاد اين تكليف(وجوب نماز آيات) بر تو مترتب هست، خيلي خب مي‌تواني در اين جا نباشي و خودت را از اين مقدمه بيرون بياوري و از اين شرط خارج كني، شارع اين اختيار را به من داده است حالا در مورد ان استطعت، لله علي الناس حج البيت من استطاع الیه سبيلا، استطاعت كه قدرت است تحصيل قدرت، آيا شارع اختيار رفع استطاعت و قدرت را به من داده است يا نه؟ اين صحبت ماست يعني آيا مثل زلزله مي‌ماند مثل نماز آيات مي‌ماند؟ يا نه استطاعت يعني قدرت اگر بگوئيم كه شارع اختيار رفع استطاعت را داده است معنايش اين است كه حج واجب نيست، حج از وجوبش سلب مي‌شود هر كسي مي‌تواند تا آخر عمرش رفع استطاعت كند، الان من مستيطع هستم و قبل از اشهر حج همه اموالم را مي‌بخشم تمام شد، رفع استطاعت شد سال بعد همينطور سال بعد همينطور و بدون حج از دنيا مي روم پس حج از وجوبش ساقط شد يا اينكه تا آخر عمر هر مالي كه بدست من بيايد، من اين مال را مي‌بخشم، دست خودم است ديگر،مي‌خواهم مستطيع نشوم، حالا اصلا اين يك اشكال ديگر است، غير از آن اشكال اول كه گفتيم وقتي كه امري متوقف بر قدرت بشود آن قدرت اصلا شرط وجود است اصلا در نفس مولا نيست اين شرط وجود است، جري و عادت است كه اين امر طبيعي است كه معلق بر يك شرطي به عنوان شرط وجود است مثل صلوﺓ بالنسبه به طهارت مي‌ماند به همان طوري كه مكلف واجب است كه خودش تحصيل طهارت را بكند براي صلاه مكلف هم واجب است كه تحصيل قدرت را بكند مثل اينكه اكرم زيدا بهذا الطعام بايد برود تحصيل بكند اين در تحت قدرت است حالا اگر خود قدرت كه نيازي به گفتن هم ندارد اين كه شارع مي‌گويد ان استطعت زيادي گفته است لله علي الناس چون چه بگويد ان استطعت چه نگويد ان استطعت استطاعت درآن هست در اين صورت اگر قرار باشد اين استطاعت در اختيار مكلف باشد، نفياً و اثباتا،ً لازمه‌اش اين است كه حج از وجوب خودش بطوركلي ساقط بشود.