اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۷

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - اختلاف لحاظ مولا از تعلق هیئت امر بر یک قید (4) - 13-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۷

4
  • حالا بيائيم سر قدرت (يكي يكي داريم مي‌آئيم جلو) اگر شارع آمد و گفت صلّ ان استطعت صلّ إن تَقدِر علي الصلاﺓ ، مشروط به چي كرد؟ مشروط به قدرت كرد قدرت هم يعني چي؟ يعني مقدمه براي وجود، اصل قدرت يعني همين، حالا بعضي‌ها كه آن را عقلي گرفتند آن را بعدا مي‌گوئيم كه صحت ندارد خود مقدمه وجوديه مي‌شود چی؟ اين قدرت مكلف است بر اتيان فعل ان استعطت ان قدرت ، ان تقدر علی الاطعام فاکرم زیداً لیله الخمیس ان قدرت يعني قدرت داشته باشي، اگر بتواني اگر نمردي و مريض نشدي، معنايش اين است، حالا در اين شرايط، آيا شخص مي‌تواند جلوي قدرت خود را بگيرد، مولا گفته است كه اگر قدرت داشتي، معنايش چيست؟ معنايش اين است، اگر مانعي پيش نيامد چرا اينقدر حرف را بپيچانيم صاف و بي‌ رو در بايستي، لُري و صريحش اين است كه اگر بتواني، يعني اگر چلاق نشدي و اگر مريض نشدي و اگر زنت با گوشت ‌كوب توي كله‌ات نكوبيد كه توي خانه افتادی (به سرما كه نيامده، انشاءلله از این چیزها نیامده ما چندروز پيش گفتيم ما تا به حال از آن نمازها نخواندیم انشاءاللَه خدا قسمت شما بكند) اگر قدرت پيدا كردي زيد را اكرام بكن، قدرت پيدا كردي يعني چي؟ يعني، اين اكرام من اين طور نيست كه حتي در حال مرض هم اكرام بكني منظور مولا اين نيست اكرام اين جور نيست كه حتي در حال احتضار هم باشي، مي‌خواهد آن عسر و حرج را بردارد مولا ، با اين بيان كه ان قدرت فاكرم زيداً لیله الخميس رفع عُسرُ و حَرَج را مي‌كند، رفع عدم مانعيت مانع را مي‌كند يعني همان اثبات مانعيت، رفع ضيغ و تحميل را مي‌كند، يعني اگر شرايط عادي باشد و بتواني اين را انجام بدهي بايد اكرام كني، اين همان ، واجب مطلق است فرقي نمي‌كند كه الان در اين جا اين تعليق امر بر إن قدرت اين تعليق او را از اطلاق بيرون می آورد و او را معلق مي‌كند بر يك شرطي كه آن شرط، در تحت قدرت و اختيار او نيست و بايد خودبه‌خود حاصل بشود در صورتِ حصول خودبه‌خودي اين وجوب در اين جا منجز مي‌شود، اگر آن حاصل نشد وجوب هم اصلا تحقق ندارد اين مي‌شود واجب مشروط، نه، اين واجب واجب مطلق است نيازي اصلا نيست كه مولا بگويد ان قدرت اولا تقدر نفس اكرم زيدا خودش اقتضاي وجودِ قدرت را مي‌كند که باید شخص قادر باشد من كه مي‌خواهم زيد را اكرام كنم نمي‌توانم چلاق باشم اکرام کنم بايد پا داشته باشم. اين كه مولا مي‌گويد ان قدرت فاکرم زیداً معنايش رفع عُسر و حَرَج است يعني خودت به عسر و حرج نيانداز يعني خيال نكن كه اگر هم مردي بايد اكرام انجام بشود نه به جری و عادت و روال عادي اين اكرام بايد محقق بشود اين واجب مي‌شود واجب مطلق اين ديگر مشروط نيست . اگر تحصيل قدرت به اختيار مكلف واگذار شده معنايش چيست؟ معنايش اين است كه من تا يك روز قبل، مي‌توانم اين قدرت را از خودم سلب كنم، بلند شوم از شهر بروم بيرون، مسافرت بروم، ديگر قدرت ندارم انجام بدهم، در اين صورت با نفس امر مولا بر اين قضيه منافات پيدا مي‌كند، اين هم در اين جا مي‌شود مثل قبل همين مساله مي‌آيد درباره استطاعت فلله علي الناس حج البيت من استطاع الیه سبيلا الان وجوب در اين جا آمده معلق شده بر استطاعت ، استطاعت يعني چي؟ يعني اگر قدرت داشته باشد، همان معناي ان قدرت است ان استطعت يعني اگر قدرت داشته باشد خب شارع هم آمده اين قدرت را براي ما بيان كرده كه منظور خداي متعال از ان استطعت يعني زاد و راحله، همین زاد و راحله‌اي كه انسان با آن همه جا مي‌رود با اين زاد و راحله كربلا مي‌رود با اين زاد و راحله استراليا مي‌رود با اين زاد و راحله مكه هم مي‌رود تفاوت نمي‌كند، زاد و راحله است و همه يكي است، اين زاد و راحله همان شرط ابتدائي براي مسافرت است فرض كنيد من باب مثال اگر ائمه عليهم السلام در روايات، استطاعت را به زاد و راحله تفسير نمي‌كردند، ما از اين استطاعت در آيه چه مي‌فهميديم؟ راوي چه مي‌فهميد؟ آن كه مي‌آید پيش امام عليه السلام و سوال مي‌كند منظور از استطاعت چيست؟ اگر حضرت نمي‌فرمودند الزاد راحله و مي فرمودند هر چي خودت فهميدي، ما چه مي‌فهميم؟ همين زاد و راحله را مي‌فهميم چيز خارج از اين كه نمي‌فهميم! یک خر داشته باشد سوار بشود وبرود الان كه ماشين وطیاره وکشتی واین ها، آن موقع چه بوده است آن موقع همين كشتي هم بود، دريا را با کشتی طي مي‌كردند؟ حج فقط براي عربستان كه نيست، كشورهاي آفريقايي الآن وصل است، كشورهاي كه جدا هستند مثل استراليا كه اصلا به طور كلي يك قاره جدايي است، انگلستان يك جزيره‌اي است كه جداست، امريكا جزيره بسيار بزرگي است كه بسياري از كشورها مثل برزیل و اكوادور و كانادا توي همين يك جزيره هستند، اين جزايري كه خارج هستند آیا حج بر اين ها واجب نيست بر اين ها هم واجب است اين ها چطوري بايد بيايند؟ طياره هم كه نبوده با كشتي بايد بيايند، اگر فرض كنيد لله علي الناس حج البيت مي‌آمد و يكي از آمريكا مي‌آمد خدمت امام صادق عليه السلام البته آن موقع كه آمريكا كشف نشده بود مثلاً مي‌آمد در خدمت امام صادق عليه السلام و حضرت مي‌فرمودند: خدا به تو عقل داده يا نداده خودت چي مي‌فهمي؟ مي‌گفت شنا كنم ان استطعت ‌يعني از آمريكا شنا كنم بيايم تا جده تمام دریا را !! مگر خُل شدي؟ يك عده مي‌خواستند يك جا سينه خيز بروند، نمي‌دانم كجا بود از توي كيش راه افتادند توي دريا غرق شدند!! خب آن جا بايد شنا كرد حالا امام عليه السلام به آنها مي‌گويد ان استطعت می گوید یا بن رسول اللَه من آن طرف دنیا هستم آب هست، حضرت مي‌گويد خب سوار كشتي بشو در اين جا منظور از إن استطعت، الاغ و اسب و كجاوه نيست، الاغ و اسب و كجاوه، مربوط به افرادي است كه در خشكي‌ هستند ولي براي آ‌ن افرادي كه در جزيره هستند آن الاغ و اسب و كجاوه تبديل به بلم و قايق و كشتي مي‌شود همين نسبت به بلاد نزديك تبديل به مشي مي‌شود، مثلا فرض كنيد شخصي در ده فرسخي يا پانزده فرسخي مكه است، خب تو به اندازة خودت روزی يكي دو فرسخ راه مي‌روي خب چند روز زودتر راه بيفت و بيا، اين برداشت عرفي، كه الان ما هم همين برداشت را مي كنيم، اگر امام عليه السلام اين مطالب را نمي‌فرمود كه مقصود از استطاعت، زاد و راحله است یا موؤنه و خرج سفر ما چه مي‌فهميديم؟ ما هم همين را مي‌فهميديم.