جلسه ۳۷
3آنچه كه در اين جا مورد نظر است اين است كه مولا امر را معلق ميكند بر شرطي كه آن شرط در تحت قدرت مكلف است صَلِّ عن طهورٍ من باب مثال، اين وجوب صلاه كه در اين جا مشروط به طهور شده است آيا طهور در تحت قدرت مكلف هست يا نيست؟ بسيار خب شما ميگوئيد در تحت قدرت مكلف هست، حالا كه در تحت قدرت مكلف هست (اين جا آن نقطه بزنگاه مساله است) آيا مكلف مختار است به اراده خود از تحقق اين شرط جلوگيري كند؟ يعني فرض كنيد من باب مثال اين رفته است در يك جا كه در آنجا نهر آب است، الان ميآيد صل عن طهور موقع زوال ميشود و حكم وجوب صلاﺓ ميآيد اين با اختيار خود با اين كه الان نهر آب جلويش است ميآيد از نهر آب فاصله ميگيرد و ميرود در دو يا سه فرسنگي كه ديگر دسترسي به ماء ندارد، مكلف ميتواند اين عمل را انجام بدهد يا نه؟ قادر بر تحصيل مقدمه هست؟ آيا در عين قدرت بر تحصيل مقدمه، مختار در اتيانِ او هم هست يا نه؟ يعني ميتواند آن مقدمه را تحصيل كند يا ميتواند آن مقدمه را از خود دفع كند فاصله بگيرد و بيايد در يك جايي كه در آنجا آب نيست و بگويد كه حالا كه آب نيست خب پس نماز بدون طهور بخوانيم ميتواند اين كار را بكند يا نميتواند؟ خب حالا دقت كنيد در اين فرض، كه اين امر معلق شده است بر يك شرطي كه آن شرط در اختيار و قدرت مكلف است، اگر شارع به مكلف اين اختيار را بدهد كه تو ميتواني از وقوع اين مقدمه جلوگيري كني در اين صورت آيا واجب به وجوب خود باقي ميماند؟ يا اين كه آن وجوب از بين خواهد رفت ديگر واجب نيست، ديگر معنا ندارد از يك طرف شارع واجب كند اين صلاه را معلق به طهارت، بدون طهارت بگويد من قبول ندارم بايد خود نفس القيد هم در آن امر به صلاه دخيل ومنطوی است اگر شارع وجوب صلاﺓِ مشروط به طهارت را اين وجوب صلاتي كه الان آمده مشروط به طهارت، از نظر تحصيل مقدمه و عدم تحصيل مقدمه، در اختيار مكلف قرار بدهد خب مكلف ميگويد من ديگر تحصيل نميكنم وقتي تحصيل نكرد پس تعلق صلاﺓ به طهارت لغو خواهد شد ديگر چه معنا دارد چطور شارع ميتواند صلاﺓ را معلق بر طهارت كند و مشروط به طهارت كند در حالتي كه اجازه دفع اين مقدمه را هم به مكلف ميدهد مقدمه از چيزهايي بود كه در تحت قدرت مكلف است نه اينكه خارج از قدرت است يعني مقدمه ای ما در اين جا داريم كه در تحت قدرت مكلف است ميتواند او را تحصيل كند، مثلا شارع ميگويد من باب مثال اكرم زيدا ليله الخميس بهذا الطعام، خب اين طعام يك علل ومعّدات و مواد خاصي ميخواهد، موادش هم الان در بازار هست ميتواند برود تهيه كند، وجوب اكرام معلق شده است بر ليله الجمعه، ليله الجمعه هنوز در اختيار مكلف نيست ما به آن كار نداريم آن چه كه با آن كار داريم تهيه موادي است كه آن مواد در قدرت مكلف است ليله الجمعه كه آن ظرف، برای وجوب است كه بحثش بعد ميآيد مثل زوال و این ها می ماند آنچه كه در تحت قدرت مكلف است، تهيه مواد است، خب ما فرض مساله رادر اين جا قرار ميدهيم: اگر تهيه مقدمات كه در قدرت مكلف هست، مكلف قادر بر جلوگيري از مقدمات باشد، فرض كنيد آنقدر نرود به بازار نرود نرود نرود، تا اين كه اين مادهاي كه كدو و بادمجاني كه ميخواهند بگيرند گوجه و سيبزميني تمام شود و می داند كه تمام ميشود يعني اگر امروز نرود بگیرد براي فردا شب ديگر نيست، آيا مكلّف شرعاً و عقلاً و عرفاً جايز است كه بسوق نرود و اين مواد را تهيه نكند و بگويد من كه فردا شب بايد اكرام بكنم چرا از الان بروم دنبال مقدمّاتش؟ ميتواند عرفاً و عقلاً و شرعاً اين كار را بكند؟ نه، نميتواند اگر توانست دليل بر چيست؟ آن وجوب اكرام كه معلق بر تهيه اين مقدمات است لغو خواهد بود از يك طرف به او ميگويد بايد اورا با این مواد اكرام كني و از دیگر طرف ميگويد ميتواني، نروي بخری، خب اين لغو است ديگر دو حرف متناقض است اگر منظور تو وجوب اطعام به اين نحو است پس مكلف نميتواند مقدمات را ترك بكند، اگر منظور شما وجوب اكرام بأی نحوٍکان است پس چرا ميگويي حتماً باید به اين نحو اطعام كند؟ بايد فقط اين خورشت و اين غذا كه مهمان تو آن غذا را دوست دارد بايد بروي برايش تهيه كني حالا شارع صلاه را مقيد بر طهارت ميكند، طهارت در تحت قدرت مكلف است اگر تعليق امر بر اين شرط كه در تحت قدرت مكلف است، در او جواز تحصيل و عدم تحصيل هم به مكلف واگذار شده باشد، اين با اصل وجوب منافات پيدا ميكند و اين از اطلاقيش ميافتد و ديگر مطلق نيست، اين ميشود واجب مشروط، اين كه صلاه واجب است الصلاﺓ واجِبهٌ فی أی حال و أی ظرفٍ و اين صلاﺓِ واجب هم مقيد به طهارت است، شارع تحصيل طهارت را در اختيار مكلف قرار ميدهد ميتواني تحصيل بكني يا نكني، اين از اطلاق حذف ميشود، پس اين با اصل واجب مطلق در كينونيت و در مفهوم منافات دارد و اين كلام مولا لغو خواهد شد.

