جلسه ۳۶
3قسم سوم اين است كه اين ان جائك زيد فاكرمه نظر مولا، طلب را معلق بر شرط كرده است به عنوان تحصيل مقدمه و تحصيل شرط، مي گويد بايد شما زيد در قم اكرام كني يعني بلند شوي بروي با سلام و صلوات زيد را بياوري قم و اين اكرام در قم انجام بشود، مثلاً فرض كنيد هنگامی که بايد مرجعيت در يك شخص ثابت بشود ميگويند برويد فلان آقا كه در فلان شهر است و اهل علم و فاضل وعالم، برويد او را برداريد و بياوريد و در اين جا اكرام كنيد، ننشينيد همين طوري دست روي دست بگذاريد و آن آقا از فلان جا بلند شود تک و تنها و غريبانه! و مظلومانه! (اين مظلوميت است دیگر! چه مظلوميتي بالاتر از اين!) غريبانه و مظلومانه بلند شود بيايد در اين جا و بعد هم بگوييد حالا دعوت ميكنيم آقايان و در اين جا هم ايشان هستند و آنجا صحبت مرجعيت و فلان و اين حرفها بشود نه ، خودتان بلند شويد زحمت را بر خود بخريد و اين اكرام عالِم را در اين جا اعمال كنيد برويد آنجا ماشينها و افراد بروند، سابق افراد با خر و كجاوه و این چیزها ميرفتند و استقبال ميكردند، خوب رسم بود الان بلند شويد برويد و بياوريد، در اين جا اكرام كنيد. مولا ميگويد ان جائك زيد فاكرمه اگر آمد دست روي دست نگذاريد، اين جا نه تنها شما نميتوانيد از حصول مقدمه جلوگيري كنيد بلكه بايد خودتان به دنبال تحصيل مقدمه هم برويد خودتان بايد براي تحصيل شرط، كه عبارت از مجيء زيد است در آنجا برويد و اين شرط را براي تحقق اراده و طلب مولي محقق كنيد، محقق كه شد آن موقع اين وجوب ميشود فعلي، آن موقع در مقام تنجز بود الان وجوب به واسطه تحقق شرط ميشود شرط فعلي.
اين مساله تمامش برگشت به قدرت است يعني اين شرط در تحت قدرتِ مكلف باشد يا نباشد در اين جا نظر مولا اگر بر تحصيل شرطي بود و آن شرط دو جنبه داشت يك جنبهاش در تحت قدرت اين بنده نيست مثل زوال، زوال در تحت قدرت بنده نيست كاري نميتوانم انجام بدهم مثلا مي گويد صلّ عندالزوال بهذه الشرائط مثلا الطهارﺓ، ثوب طاهر، از استقبال و امثال ذلك صلّ عندالزوال حالا ما اصلا كاري به اطلاق و شرطیت و اين ها نداريم فعلا بحث ما بحث مشروط است اين مولا كه طلب را متوقف ميكند بر شرطي كه آن شرط يك وقتي در قدرت مكلف نيست (نگوئيد در قدرت مكلف نيست بطوري كه اصلا سالبه به انتفاء موضوع است، مثل رضيع که گفتیم اصلاً تکلیف در آنها نیست، نه، قدرتي كه محتمل است) مثل زوال، صل عندالزوال به خود زوال برميگردد خود مكلف صبر ميكند چند ساعت بعد هم زوال مي شود این ظرف حصولش محتمل است براي مكلّف، همين كه ظرف حصول اين شرط محتمل شد، ديگر مكلف قادر ميشود منتهي اين قادر به عنوان قدرت فعلي نيست اين قدرت، قدرت احتماليه است غيراز آن رضيع است كه قدرت احتماليه هم درآن مفقود است، اين شروطي كه مولا طلب را معلق و مشروط به آن شروط مي كند و آن شروط احتمال وصول به آن براي مكلّف وجود دارد ولي در تحت قدرت به عنوان اين كه مكلف آن شروط را تحصيل بكند نخير قدرت ندارد، مكلف اين ها بالنسبه به او ميشوند واجب مشروط، اين واجب مشروط است.

