جلسه ۳۵
9پس اين وجوب در اين جا معلق و مقيد و مشروط به فقر است اين عنوان بايد حاصل بشود تا وجوبِ دفع زكات نسبت به فرد حاصل بشود بله خود اصل كنارگذاشتن زكات و عزل زکات از ساير الاموال اين واجبٌ، ولي صحبت در دفع است دفع هذا الاموال اين مقيد به وجود فقر است حالا اگر فقر نبود البته عناوين ديگر ممكن است جايگزين بشود ولي ما فقط بحث را روی فقر ميبريم فقير نبود، دفع واجب نيست، انسان بايد بگردد مورد ديگري اگر هست پيدا بكند اين براي چيست؟ براي تعلق وجوب بر مجيء زید است يعني نفس مجيء در اين جا قيد براي طلب است در اين جا انسان ميتواند جلوي آمدن زيد را بگيرد فرض كنيد زيد در تهران است ميخواهد بيايد قم ما به رفيقمان درتهران ميگوئيم چندروز او را در تهران نگه دار ما حوصله نداريم فعلا در خانه بنايي داريم درخانه عروسي داريم و منِ بدبخت هم اگر او بيايد واجب است او را اكرام كنم و ديگر خاك بر سر ميشوم، همان جا سرش را گرم كن و به گردش ببر ، شاهعبدالعظيم ببر پارك شادي ببر، اين اشكال ندارد چرا؟ چون واجب نيست، تحصيلِ مجيء زيد واجب نیست، اگر اين قيد حاصل شد، آن موقع در اين جا واجب ميآيد ولی شما ميتواني جلوي آمدن او را بگيري، البته يك وقت زندان نَيَندازيد، زندان حرام است بخواهید به خاطر اين ها بیندازید زندان، نه سرش را گرم كنيد، اكرامش كنيد .
دوم اين است كه مجيء زيد قید براي طلب نيست بلكه قيد براي واجب است ان جائك زيد فاكرمه يعني من در اين جا اكرام زيد را از تو ميخواهم بر فرض آمدن اگر زيد آمد تو بايد او را اكرام بكني چون به خواست خودش آمده كاري به سرپناه ندارم سرپناه دارد يا ندارد به من ارتباط ندارد غريب هست يا نه به من ربطي ندارد كسي اكرامش ميكند يا نه به من ارتباط ندارد اگر زيد به اين جا آمد بأيِّ نحوٍكان شما بايد او را اكرام بكني پس وجوب اكرام در اين جا آمده است بر عهده او ولي در اين جا نميتواند از حضور زيد في البلد ممانعت كند اين آن چيزي است كه قوم ذكر نكردند و یک چيز دیگر كه فردا ميگويم آن دقيقتر از اين است، صورت سوم دقیق تر است پس در اين جا گرچه مولا آمده وجوب اكرام را مقيد بر مجيء زيد كرده ولی شما نميتواني بگوئي او را در تهران نگه دار، بايد خودش بيايد وقتي که آمد، اكرامش كنيد، احضار او لازم نيست كه شما بيايد احضارش بكنيد آن دست خودش است ولي جلويش را نميشود گرفت چرا؟ چون در اين جا اين مجيء شرط براي وجوب نيست شرط براي واجب است، منتهي ظرف تحقق اين واجب، مجيء زيد است درست مثل اين ميماند، اكرم زيداً ليله الخميس ليله الخميس مگر در اختيار شما ست؟ نه ولي شما ميتوانيد جلوگيري از ليله الخميس بكنيد يا نميتوانيد ؟ نه، بايد بگذاريد ليله الخميس بيايد ليله الخميس بالنسبه به شما ميشود واجب مطلق، ظرفِ واجب ، ليله الخميس است ولي از الان واجب است بر شما، اين وجوب نسبت به شما ميشود وجوب مطلق، ظرف تحقق هم ليله الخميس است، در اين جا وجوب اكرام از الان آمده بر عهده شما، شما جلوي اكرام را نميتوانيد بگيريد، كي اين فعليت پيدا ميكند؟ وقتي كه آمد ولو يك سال بعد ولو ده سال بعد ولو صدسال بعد ، اين در اين جا در اين مثال ما مثل ليله الخميس ميماند، يك قسم سومي هست، دقيق تر از اين که باشد براي فردا انشـاءاللَه.

