جلسه ۳۵
8ببينيد يك وقتي مولا ميخواهد اين را بگويد ميگويد ان جاء زیدٌ في هذا البلد فاكرمه اگر زيد در اين شهر آمد اكرامش بكن، اين كه ميگويد ان جاء زیدٌ في هذا البلد معنايش اين است كه اگر زيد در اين جا آمد چون جائي نداشت چون بيسرپناه بود چون كسي را در اين جا ندارد كه از او اكرام كند و چون غريب است يجب عليك اكرامه پس در اين جا قيد ، قيد وجوب ميشود، ديگر قيد ، قيد واجب نيست يعني آمدن زيد در اين جا اين در اختيار تو نيست، به تو هم اصلا ارتباطي ندارد به زيد مربوط است بخواهد بيايد قم ميآيد نخواهد نيايد اگر آمد يجب عليك اكرامه پس اين مجيء زيد بهذا البلد قيد براي وجوب است و در اين صورت نه من مكلف هستم كه زيد را بهذا البلد بياورم چون به من ارتباط ندارد، مولا كه نگفت بلند شو برو دستش را بگير بياور گفت ِان جاء زيد في هذا البلد فاكرمه اگر تا یک سال دیگر هم نيامد، خوب نيامد اكرام هم نيست، ولي اگر آمد چون غريب است فاكرمه مثل اين كه فرض کنید اوامري كه در مورد ابن السبیل داريم در مورد بسياري از موارد در مورد المؤلفه قلوبهم داريم مواردي كه در مورد فقرا و وجوبِ دفع فطره و زكات و صدقاتِ واجب براي فقرا و امثال ذلك داريم كه تمام اين وجوبها، واجب مطلق است يعني در صورت وجود فقر اين دفع زكات به فقير واجب است حالا اگر فقير نبود ديگر زكات واجب نيست ديگر من كه نبايد بروم فقر را ايجاد كنم، اين قدر بزنم توي سر يكي تا بدبخت بشود و بعد بگويم حالا كه فقیر شدي بيا تو را به بيمارستان ببرم اين پول، زكات را چكار كنم؟ خب برو بده به يكي ديگر. لذا در جاهاي ديگر در بعضي از شهرهاي ديگر در سابق اين طور بود كه وقتي زكات را ميخواستند به فقرا بدهد در آن شهر فقير نبود مثل الان نبود كه همه فقيرند در آن موقع از يك شهر به شهر ديگر ميبردند ميدادند، در روايت داريم شخص، زكات را از خراسان برميداشت يكي يكي شهرها را ميآمد تا به ري ميرسید و به ري ميداد در تمام مسير خراسان فقير وجود نداشت، خوب همه زراعت داشتند يا كار ميكردند، صنعت داشتند، شغلي داشتند، خوب اوضاع اين طور نبود، مخارج اين طور نبود، اجاره خانه ماهانه هشتصدهزار تومان و يك ميليون تومان نبود، زمان سابق زمانی که ما سراغ داریم هفده سالگي ما زمان سابق است اجاره خانه هفتصد تا يك توماني بود حالا چيزي نشده هزاربرابر شده است اشكال ندارد يا دوهزار برابر و خيلي تفاوتي نكرده است!

