جلسه ۳۵
4الان اين همه دول در عالم هستند كه اين ها همه به راه خلاف ميروند ما كه نميتوانيم برويم آنها را اصلاح كنيم و دستمان نميرسد كه اصلاح كنيم خيلي زورمان برسد خودمان حداقل دروغ نگوئيم ديگر كلك سر مردم نزنيم، خدعه نكنيم، ريا نكنيم، نفاق نكنيم، خودمان را خلاصه درست بكنيم و با يك گُل هم گلستان نميشود پس بنابراین مسألۀ ظهور مشيّت و تقدیر الهي است كه بايد در جاي خود و در وقت خودش انجام بگيرد و آن کما ملئت ظلماً و جوراً در همه عالم اين ظلم و جور بايد عيان باشد، البته ما هم نميگوئيم مثل بعضيها كه از آن طرفي افتاده اند و ميگويند حالا كه منوط به مَلَیان ظلم و جور نسبت به همه عالم است پس بنابراين ما هم در اين ظلم و جور خودمان دخالت كنيم و جلو بياندازيم و بيشتر انتشار ظلم و جور کنیم، خدا رحمت كند مرحوم آقاي حلبی را، خدایش بيامرزد، آدم خوبي بود، انجمني داشت. خب روي حسابهاي خودش بر عليه بهائيت و اين ها ايشان مبارزه ميكرد، طبعاً يك اختلاف سليقههايی داشت، در يك مجلسي يكي از دوستان كه خودش در آن مجلس بود نقل ميكرد، ميگفت: صحبت از اين شد كه اين انجمن حجتيّه، اين ها قائلند به اين كه بايد انتشار ظلم و انتشار فساد بشود البته چنين حرفهائي نبود ما هم آن موقع بوديم و اين ها را ميديديم و اين ها از دوستان ما بودند، خوب تهمت ميزدند و واقعاً به اين انجمن حجتيه تهمت زدند و اين طور هم نبوده، البته از نقطهنظر سلیقه و فكر اين ها قائل به اين بودند كه نبايد يك مبارزه علني با دستگاه طاغوت باشد، بايد به اين كيفيت باشد كه مثلا مبارزه به نحو مبارزه ديني و مكتبي باشد كه مبارزه با بهائيت و فلان و اين هاست، حالا راست ميگفتند يا نه، يك مطلب ديگر است وليكن اين طور نبودند كه اين ها بخواهند خداي نكرده مسيرشان مسير خلاف باشد و راهشان راه ضد دين باشد نه، اين مطالب نبود، خوب يك اختلافاتي هم بود و مشخص است كه بر اساس اختلاف سليقه كمكم همه جور مطلب و حرف و نقلي هم پيدا ميشود و همه جور وصلهها هم به انسان ميچسبد، همينقدر بدانند که ما از گروه و طائفه آنها نيستيم ديگر هر كفر و تكفير و ارتداد و اينها به انسان نسبت داده می شود ولی همينكه بدانند ما از اين ها هستيم اگر هرچه بگوئيم باز هم حمل بر صحت و توجيه خواهد شد و هميشه همين طور بوده خلاصه اين بيچارهها مثل اين كه بد بياري آورده بودند. ، اين آقاي حلبی گفته بود «يعني آقايان ميگويند ما در اين جا فلانپروري ميكنيم؟» يك اسمي آورد بود که نمی توانم بگویم اشاره به این معروفُ الحالها گفته بود «آقايان تصورشان اين است كه ما در اين جا اين گونه افراد را پرورش ميدهيم براي اين كه انتشار فساد بشود انتشار ظلم و از اين حرفها بشود».

