اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۵

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - اختلاف لحاظ مولا از تعلق هیئت امر بر یک قید (2) - 09-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۵

2
  • ولي در مورد ارباح مكاسب می بینیم مطلب فرق مي‌كند شارع در آنجا ابتدائاً آن را تخميس نكرده است بلكه زيادي بر مؤونۀ سنه در آنجا ملاحظه شده است، اين كيفيت ملاحظه زيادي بر مؤونۀ سنه، اين مساله را به انسان ارائه مي‌كند كه نظر شارع بر كمّيّت خمس نيست، نظر شارع بر نفسُ التخمیس است، عند بلوغ المال بالزائد عن مؤونۀ السنه، و در زائد از مؤونۀ سنه حدي نگذاشته فرض كنيد زائد از مؤونۀ سنه گاهی ده تومان است و گاهی هم صد تومان، يك وقت هم، دوتومان، شارع حد و مرزي براي زيادي بر مؤونۀ سنه نگذاشته است كه در كيفيت فعاليت انسان نسبت به احراز خمس و احراز ربح بخواهد اثر بگذارد، گفته زائد بر مؤونۀ سنه هر مقدار مي‌خواهد باشد، گفته اين مؤونۀ سنه چقدر باشد؟ گفته حتماً باید زائد بر مؤونۀ سنه، مثلاً صد تومان باشد؟ يا نه؟ گفته هرچه مي‌خواهد باشد، خوب حالا زائد بر مؤونۀ سنه‌اي پيدا نمي‌شود يك وقتي زائد بر مؤونۀ سنه زياد مي‌شود و همين طور مساله درباره بلوغ نصاب در زكات است كه در آنجا شارع حدي براي بلوغ نصاب نگذاشته است كه حتما بايد بلوغ نصاب به صدتا برسد نه، گفته كه اگر مواشي به اين تعداد رسيد، زكات دارد اين مقدار شد زكات دارد آن مقدار شد زكات دارد، اين كه يك شيء واحدي را محدود و مشخص كند و آن شيء واحد را ميزان براي بلوغ نصاب قرار بدهد نه در مورد زکات اين طور نيست،

  • از اين جا ما استفاده مي‌كنيم كه خود نفسِ حصولِ قيد، مورد نظر شارع به عنوان شرط واجب نيست، حصول قيد به عنوان شرط ‌الوجوب است، يعني اگر اين قيد حاصل بشود طبعاً اين مال نسبت به او تعلق مي‌گيرد، زكات نسبت به او تعلق مي‌گيرد، چطور اين كه ما در مورد زكاتِ سائمه يا معلوفه، احكام مختلف داريم مثل: في الغنم السائمه زكاﺓ و في المعلوفه كذا حكم معلوفه و حكم سائمه، در كيفيت زكات، مي‌بينيد فرق مي‌كند، معلوفه و سائمه بودن که در اختيار مكلف نيست، حالا يك وقتي اراضي ، اراضي خَصبه است و باران و مَطر به نحو غضارﺓ آمده، لذا در اين جا نيازي به علوفه دادن نيست يك وقتي نه، بارا ن نمي‌آيد و صاحب مواشي ناچار است آنها را تعلیف كند و آنها را معلوفه نماید ، و با این کیفیت دیگر زكات به او تعلق نمي‌گيرد ، در اين جا حكم شارع بر وجوب زكات در سائمه، در اختيار آن فرد نيست، حتي ممكن است بگوئيم كه در اختيارش هم هست و او، هم مي‌تواند اغنام و مواشي خود را در اراضي و بيابان هايی كه با باران، علف های آن رشد كرده به چرا ببرد و رعی كند و هم مي‌تواند بگويد نه، نمي‌خواهم آنجا ببرم بلکه آنها را در همان مواقع و جايگاه های خود شان نگه می دارم و پول می دهم و علف می خرم می خواهم این کار را بکنم، اصلاً باران هم آمده، من نمي‌خواهم مواشي خودم را آنجا ببرم، شارع كه نگفته حتما بِبَر، شارع فقط آمده معلق كرده است اين وجوب را بر سائمه بودن، نگفته كه حتماً مواشيت را بِبَر به آنجائي كه سائمه است تا با آن مواهب طبيعي و سماوي رَعی بشوند در اين جا ما از بيان شارع در كيفيت نصاب و در كيفيت رَعی و در كيفيت بيان ارباح زائده و تخميس بر مكاسب استفاده می کنیم که وجوب خمس يا وجوب، زكات به نحو واجب مطلق نيست بلکه به نحو واجب مشروط است، يعني قید به نفس الوجوب خورده است نه به واجب، واجب ، واجب است اين واجب مشروط الان نه به نحو وجوب فعلي بلكه به نحو مستعدَّ للتكليف و به نحو فردي كه استعداد براي تكليف را دارد فقط به همين مقدار تعلق گرفته، نه بيشتر.( الان اين وجوب تخميس براي ما هم هست، منتهي آیا ما ارباح مكاسب داريم يا نداریم؟ ممكن است تا آخر هم نداشته باشيم، ولی به نحو استعداد و قابليت، كه با آن بيان آن روز كه قدرت به عنوان قدرت فلسفي بود در آنجا خوب فرق مي‌كند).