جلسه ۳۴
5پس نظر مولا در خطابِ امر كه خطاب به حج ميكند به حِجّوا این طلب مولي نسبت به امور غيراختياري كه عبارت است از تخليه سرب يا نسبت به صحّت كه آن صحّت در اختيار انسان نيست( نه آن مواردي كه در اختيار انسان است یا پيشگيري يا فرض كنيد تهیّأ و آمادگي در بعضی مواردي كه در اختيار نیست) مولا حكم به وجوبش نسبت به اين موارد چه نحو است؟ آيا به نحو واجب مطلق است يا این نحو واجب مشروط ؟ اين ميشود واجب مشروط، يعني مولا ميداند كه از عبد بايد آن مُكَلّفُ بهی را طلب كند كه عبد قادر باشد، در ظرف عدم قدرت چگونه ممكن است كه مولا خطاب به عبد كند؟ پس خطابي كه مولا ميكند حجوا در همين حجوا می بینیم موانع يا شرايطي كه رفع آن موانع و یا تحصيل آن شرايط در اختيار مكلف نيست، پس اين واجب بالنسبه به آنها ميشود مشروط، اين در اين جا ميشود قيدِ براي وجوب يعني مولا كه طلب ميكند ميگويد اين طلب من، طلب مطلق نيست، طلبِ به شرط تحقق اين شرط است، اگر اين شرط محقق شد، پس واجب است اگر محقق نشد واجب نيست، طلب من متوقف بر رفع اين مانع است الان، فرض كنيد حدود مسدود است و انسان هم نميتواند برود يا بايد از راه زميني برود كه حدش مسدود است يا بايد از راه دريا برود از هر راهی که برود مسدود است، حدود را بستهاند انسان هم قادر بر اتيان حج به غير از اين طُرُق نيست، پس امر مولي به وجوب حج نسبت به تخليه سرب و رفع اين مانع می شود واجب مشروط چرا؟ چون مولي حكم را بر اساس احتمالِ صحتِ عقلائي جعل ميكند نه همين طوري من درآري بگويد واجب است ولو این که مانع هم وجود داشته باشد اين ديگر مولا نيست اين ميشود مثل ما که می گوئیم بايد اين كار بشود می گویند خوب بابا نميشود می گوئیم نه اين كتاب بايد تبديل به هندوانه بشود، بابا اين كتاب نميشود، نخير بايد بشود، چنان ميزنم توي سرت تا بشود...!! نه بابا فايدهاي ندارد اين كتاب، كتاب ميماند. هندوانه، هندوانه است بايد بروي بخري آن فرق ميكند ماهیىً با این فرق ميكند.

