جلسه ۳۴
4پس بنابراين مولا وقتي قدرت را ملاحظه كند به نحو ابتدائي و به نحو عام، به دونحوه آن قدرت را دخالت ميدهد در كيفيتِ طلب از عبد به نحو اطلاق يا اشتراط يا به انحاء دیگر قسم اول: قدرت نسبت به مواردي است كه در آن موارد، عبد بر اتيان آن قيود اختيار ندارد يعني عبد مسلوب الاختيار است مثل اين كه فرض بكنيد راجع به حج، تخلیۀ سرب است یا صحت، یا راجع به موانعي كه در اختيار عبد نيست و در مساله صحت هم درست است در اختيار عبد نيست، ولي اين طور هم نيست كه در همه اقسام آن، كيفياتش در اختيار نباشد، ممكن است عبد احساس كند الان يك مرضي دارد و اين مرض اگر بخواهد طول بكشد، موجب فقدان قدرت و استطاعت ميشود لذا از الان بايد به دنبال معالجه برود (آن ثمرۀ نزاعي كه عرض شد در اين جاها پيدا ميشود كه البته عرض كردم همه اين ها را فعلا به نحو گذرا ميگوئيم تا بعدا به آن برسيم) ممكن است در اين جا اين را بگوئيم كه خود صحت گرچه در اختيار مكلف نيست، ممكن است مكلف تا روز آخر صحيح باشد ولي روز آخر مريض بشود ولكن بعضي از کیفیات صحت که در اختيار مكلف است، آن از اين قضيه خارج است و دیگر قيد براي وجوب نخواهدشد بلکه قيد براي واجب خواهدشد مثلا فرض كنيد اگر شخص بداند كه در آن موقع از نظر صحت احتياجي به يك چنين آمادگي دارد بايد از دوماه قبل به طبيب مراجعه كند و خودش را در تحت درمان یا مدوا قرار بدهد تا بتواند در آنجا استعداد و تهیّأ اتيانِ فرائض را داشته باشد يا اين كه الان مريض است ولی مرض را به تاخير مياندازد و مسامحه مي كند و خودش را معالجه نميكند و اگر فشار خون دارد بايد از الان برود دنبال دوا و قرص و اين حرفها كه خودش را آماده كند، ما صحت را نميتوانيم به عنوان مطلق بگوئيم كه از تحت اختيار عبد و مكلف خارج است ولی مثلاً راجع به تخليّه سرب، بله می توانیم اين را بگوئيم كه در اختيار انسان نيست، مثلاً يك قضيهاي اتفاق ميافتد و راه بسته ميشود( چطور اين كه چند سال بواسطه آن قضيۀ مکه، راه بسته شد) خب اين در اختيار انسان نيست يا اين كه بهانههايی درآوردند و راه را بستند، همان طور كه در زمان سابق هم حراميهاي بودند که ممانعت ميكردند و راه را ميبستند و امنيت طُرُق سلب ميشد راجع به اين قضيه مساله به اين كيفيت است.

