جلسه ۳۴
2پس بنابراين قدرتي را كه بايد يك اصولي، شرطِ براي واجب بداند آن قدرتِ در ظرف تكليف است، يعني مولا ارادهاش بر تحقق واجب است با احتمال استطاعت عبد در اجرا و اتيان، اما با عدم احتمال استطاعتِ عبد، اصلاً حكمِ مولا چه به نحو مطلق و چه به نحو مشروط اين لغو خواهد بود.
تلميذ: چه شرط برای وجوب بگیریم و چه شرط برای واجب در نتیجه اشتراک دارند و این بحث ثمره ای ندارد.
استاد: حالا اين را عرض ميكنيم كه ثمرهاش فرق ميكند و اگر شرط وجوب بگيريم ثمره چه خواهد شد (البته گفتهايم شايد شما نبودهايد) همه بحث ما به اين علت است كه ثمره، اختلاف دارد، اختلاف نداشته باشد ديگر اصلا نيازي به بحث ندارد، چون ثمره در اين جا فرق ميكند محل بحث ما است.
لذا الان همه اصوليين تا آنجايي كه من ديدم احتمالا صاحب فصول اين طور نباشد عرض كردم صاحب فصول مساله واجب را به نسبت به استطاعت، واجب معلق ميداند، چون بسيار مرد دقيقي است من نميدانستم اين نظر از ايشان است و اتفاقاً ديشب فصول را نگاه ميكردم در آنجا ديدم كه ايشان يك چنين نظريهاي را مطرح كرده است، خيلي تعجب كردم و حال اين كه ساير افراد مثل مرحوم شيخ، مطارحات صاحب تقريرات يا اين كه خود مرحوم آخوند و امثال ذلك، اين ها حج را بالنسبه به استطاعت، همه واجب مشروط ميدانند، اصلا اصطلاح واجب معلق، اصطلاح صاحب فصول است و قبل از ايشان چنين اصطلاحي نبوده و اين هم بخاطر امتياز بين واجب مشروط و واجب معلق است برحَسبِ نظر مولا نسبت به واجب كه عرض مي كنم كه فرق ميكند.
پس بنابراين ديگر راجع به اين قضيه صحبت نميكنيم. كه نظر مولا نسبت به قدرت، بايد یک نظر معقول باشد، يعني وقتي مولا يك امري ميكند، عبد بايد اين را در نظر داشته باشد كه مكلف، قادر بر اتيان آن هست، اگر قادر بر اتيان نباشد مثلاً، فرض كنيد اصلاً چشم نداشته باشد قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ … ﴿النور، 30﴾ ديروز گفتيم که اصلاً اين امر لغو است و امثال ذلك يا اين كه فرض كنيد شخص بطور كلي عاجز است از اتيان اعمال، مثلاً يك شخصي است كه ديسك كمر گرفته و یا قطع نخاعي است و امكانش نيست، خوب اتيان حج برای او مُستَحيل است، حج نسبت به چنين فردي چيست؟ واجب مطلق است یا واجب مشروط؟ هیچ کدام، اصلا بواسطه اين حالت، اين شخص از تحت تعلق وجوبِ حج، خارج ميشود، هم به نحو اطلاق و هم به نحو مشروط، چرا؟ چون شرط براي اتيان مكلفٌ بِه، قدرت است، اين شرط، شرط اساسي است و اين شخص فاقد آن است و احتمال آن هم نميرود كه قادر بشود، البته احتمال غيرعقلايي (يعني احتمال فلسفي) كه در اين جا مورد لحاظ نيست چون احتمال فلسفي، در مسائل شرعي دخالت ندارد بلکه احتمال عرفي و عقلائي مورد لحاظ است، بله حالا ممكن است به اعجاز يك ولي اين شخص صحت پيدا كند اين يك احتمال فلسفي است كه اين گونه احتمالات از دايره تكليف خارج است و هيچ دخالتي در تعلق تكليف ندارد.

