جلسه ۳۳
5پس بنابراين بطور كلي اين كه فقها (هم مرحوم آخوند و هم غيرآخوند) آمدند در مساله واجبِ مشروط، واجب را در ظرف غيرتكليف، به عنوان واجبِ مشروط، تصور كردند، همگي در اين قضيه اشتباه كرده اند، اصلا اين قضيه غلط است، حكمِ واجب، به واجب مشروط و مطلق در كجا آورده ميشود در آنجائي كه اين فرد قابليت براي تكليف را پيدا كرده باشد، استعداد و تهیّأ براي تكليف را پيدا كند آن موقع واجب ها را نسبت به او بايد بسنجيم نسبت به بعضي مي شود واجب مطلق و نسبت به بعضي ميشود واجب مشروط درظرف تكليف .
مساله دومي كه ذكر کرده اند، گفته اند مساله، مساله عقل است در ظرف عقل، اين واجب بالنسبه به عقل، آن هم واجب مشروط است، چون از شرايط اتيان مكلف به مي باشد.
البته همه اين ها برميگردد به قدرت، به غير از آن جنبة بلوغ، بقيه يعني عقل و علم و قدرت همگي ريشهاش از نظر ماهوي به همان قدرت برميگردد، چون در ظرف جنون، مكلف اقتدارِ بر فعل ندارد، معنا ندارد، لذا در آنجا هم آن واجب را بالنسبه به عقل، واجب مشروط قرار داده اند وگفته اند که اگر مكلّف عاقل بود در آنجا صلاﺓ براي او واجب است، پس وجوب صلاه بالنسبه به عقل، وجوبِ مشروط ميشود ،گرچه بالنسبه به عاقل، اين وجوبش، وجوب مطلق است. همين طور راجع به علم هم اين گونه است و ما وارد اين بحث نمي شويم و نيازي به آن نداريم تا وقتمان را در این مسائل تلف كنيم، يك مطلب كلي ميگوئيم و رد ميشويم و به مطلب بعدي ميپردازيم.
و آن مطلب، بحث قدرت است كه در آن، استطاعت را هم از مصاديق قدرت شمرده اند و وجوب حج را بالنسبه به استطاعت وجوب مشروط قرار داده اند،
در بحث قدرت گفته اند كه واجب در ظرف تكليف نسبت به قدرت، واجب مشروط است زيرا قدرت، از مقدمات وجوديه اين تكليف است و بدون قدرت بر اتيان، مكلف عاجز است پس، واجب بالنسبه او ميشود واجب مشروط، در اين جا قضيه مانند قضيهِ بلوغ، مساله باز فرق دارد ما نسبت به قدرت، دو ديدگاه داريم، ديدگاه اول قدرت به عنوان اقتدار و تهیّأ و استعداد فاعل براي اتيان فعل كه در اين ديدگاه قدرت به عنوان يك واقعيت خارجي فلسفي مورد توجه قرار ميگيرد نه يك مقدمه شرعي در ظرف تكليف، در اين قدرت فرض كنيد مثل قدرت داشتن بر انجام اين تكليف، كه اين به دو امر قوام دارد، قوام اول به وجود عِللِ مُعِدّه و علل فاعليِ براي حصول اين فعل است، قوام دوم به رفع موانع از حصول فعل است كه با اين دو ركن، آن علت تامه كه محصول اين دو قائمه و محصول اين دو ركن است به مرتبه تَنجُّز و فعليت و تماميت ميرسد و حاصل مي شود.

