جلسه ۳۳
3روي اين جهت صحبت ما در اين است كه اناطة يك واجب به يك مكلّف و ارتباط واجب با يك مكلف و اناطة او به يك امر خارج، اين اناطه در چه ظرف و در چه موقعيتي تحقق پيدا ميكند؟ وقتي كه هنوز طفل به مرتبه بلوغ نرسيده است، چگونه ممكن است شما واجب را بالنسبه به اين طفل مقايسه كنيد و بعد حكم كنيد كه اين طفل، چون هنوز به مرتبه بلوغ نرسيده است (مثلاً يك طفل پنج ساله) الان صلاﺓ بالنسبه به او واجب مشروط است و بايد اين طفل ده سال ديگر را هم طي كند تا اين كه به مرتبة بلوغ برسد و اين واجب مشروط، بالنسبه به اين طفل مبّدل بشود به واجب مطلق، در مورد صلاﺓ و در مورد ديگر.
صحبت ما اين است: طفلي كه هنوز در مرتبه صباوت وقبل البلوغ واقع است، اصلاً، تكليفِ شارع به او تعلق نميگيرد تا اين كه شما بخواهيد آن تكليف را بالنسبه به او مطلق بدانيد يا مشروط! چگونه صلاﺓ به طفل پنج ساله و طفل رضيع، تعلق ميگيرد تا اين كه شما بگوئيد الان چون اين قادر بر اتيان صلاه نيست پس صلاﺓ بالنسبه به او واجب مشروط است؟ اصلاً اطلاق واجب در اين جا لغو و عبث خواهد بود، مثلاً آيا ممكن است شما ، اين درختي كه الان در مدرسه فيضيه است، بگویید که صلاﺓ نسبت به اين درخت واجب مشروط است؟ مي گوئيم چگونه واجب مشروط است در حالي كه درخت نميتواند نماز بخواند؟؟ ميگويد نه، اين ممكن است به اعجاز يك پيغمبر و يا امام زمان عليه السلام بيايد تبديل به يك انسان شود، پس معلوم است كه وجوب صلاﺓ به اين درخت تعلق گرفته است منتهي به نحو واجب مشروط، نه واجب مطلق!
اصلاً طرح اين مساله و اتصاف اين صلاﺓ به مشروطيت، نسبت به اين موارد عبث است، شما در مورد الاغ ميگوئيد نماز نسبت به او واجب است، منتهي واجب مشروط؟؟ به الاغي كه به طويله بسته اند اين حرف را مي زنید؟ (ميدانيد كه الاغ دوجور داريم، يك الاغي كه به طويله ببندند، و ديگري الاغي كه طويله را به او ببندند، هردو الاغ هستند) حالا اين الاغي كه او را به طويله بسته اند شما به او ميگوئيد كه صلاﺓ نسبت به او واجب است؟ مي گويد خوب شايد فردا آمد آدم شد! اين دوتاگوشش كوچك شد ميشود ديگر ، البته بعيد است.

