اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تعاریف اصولیون از واجب مطلق و مشروط(4) - 05-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۳

8
  • پس بنابراين اين مساله مهمي است كه ما بايد درنظر بگيريم در جائي كه قابليت براي تعلق تكليف ذاتاً منتفي است آيا باز هم تكليف در آنجا هست يا نه؟ لذا نسبت به آن مواردي كه ما مي‌بينيم مثلا فرض کنید كه قابليت براي زناي خارجي در يك شخص منتفي است ديگر حكم حرمت زنا در آنجا نيست، قابليت براي نظر به نامحرم در آنجا منتفي است فرض كنيد اصلا شخص اعمی است، خوب در آنجا وجوب غض بصر نيست، نه مطلقش هست نه مشروطش، نه معلقش هست نه منجّز، هيچ كدام، اصلاً هيچي ندارد، چطور فرض كنيد براي طفل دوساله اين حرمت غض بصر هست قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ شامل بچه سه ساله مي‌شود؟ شامل بچه پسر سه ساله مي‌شود؟ شامل دوساله مي‌شود؟ نه، قابليت نيست، اصلا در آنجا معنا ندارد نه مشروطي است و نه معلقش.

  • حالا اين قدرتي را كه فقها و اصوليين به عنوان شرط براي وجوب ذكر كردند اين قدرت چه قدرتي است، از اين جا استفاده مي‌شود قدرتي است كه آن قدرت در ظرف تكليف مورد توجه قرار بگيرد، ما بايد در باره آن بحث كنيم، نه آن قدرتي كه اصلاً بطور كلي زمينه‌اي براي تكليف در آن ظرف منتفي است آن قدرت، بحث ما در مساله اصولي كه در زمينه تكليف و تشريع است اصلا آن قدرت نمي‌آيد مثل قدرت طيران الي السماء نمي‌آيد قدرت صلاﺓ نسبت به رضيع نمي‌آيد قدرت غض بصر، نسبت به اعمی نمي‌آيد قدرت حرمت زنا نسبت به كسي كه اصلاً بطور كلي استعداد براي اين مساله را ندارد اصلا نمي‌آيد و ... همين طور به اصطلاح افرادي كه اين ها به توسط مختلف بطور كلي آن قابليت تعلق خطاب را اصلا ندارند كه اين خطاب به آنها تعلق بگيرد.

  • پس بنابراين ما در آن زمينه ديگر نمي‌توانيم بحث كنيم بحث اصولي در واجب مطلق و مشروط ما منوط مي‌شود به آن قدرتي كه آن قدرت با توجه به تعلق وجوب مورد لحاظ قرار مي‌گيرد كه در ظرف وجوب حالا كه وجوب بر اين مكلف تعلق گرفته است حالا مي‌تواند انجام بدهد يا نه حالا قادر است انجام بدهد يا نه؟ وجوب تعلق گرفته، تهیّأ براي انجام وجوب را دارد، منتهي موانعي در اين جا در پيش است ،‌نمي‌تواند آن را انجام بدهد واجب بالنسبه به اين نحوه از موانع مي‌شود واجب مشروط، فرض كنيد نسبت به طهارت خوب صلاه بالنسبه به طهارت چیست ؟ مطلق است چون در اقتدار انسان است با خاك يا هرچيز ديگر تيمم كند، ، اما نسبت به فرض كنيد مائيه يا ترابيه نسبت به خود نفس طهارت مائيه صلاه مي‌شود چي؟ مي‌شود مشروط، منوط به اين كه آيا مكلف قادر بر تحصيل طهارت مائيه هست يا نه؟ اگر قادر باشد مي‌شود مطلق، اگر قادر نباشد مي‌شود مشروط، نسبت به طهارت ترابيه، كه بعد از طهارت مائيه است آن نسبت مي‌شود مشروط. فرض كنيد نسبت به استقبال، نسبت به اصل استقبال مي‌شود مطلق اما فرض كنيد كه مكلف چون در تحت شرايط عادي است اما اگر فرض كنيد مكلف در يك شرايطي است كه نمي‌تواند مستقبِل باشد فرض كنيد مريض است توي بيمارستان است نمي‌تواند برگردد به سمت قبله اين همان طور بايد نماز بخواند اين مي‌شود واجب، واجب مشروط در اين خصوص اگر اين قدرت بر استقبال پيدا كرد بايد مستقبِل بشود ولي اگر قدرت پيدا نكرد همين ديگر الان قيد وجوب به اين كيفيت برداشته مي‌شود و همين طور نسبت به ساير مسائل روي اين مساله رفقا خوب تأمل بكنند تا اين كه فردا ببينيم كه آن قدرتي كه مي‌تواند شرط براي واجب مشروط قرار بگيرد يا قدرتي كه نه، آن قدرت شرط واجب مشروط نيست بلكه واجب بالنسبه و مطلق است چه نوع قدرتي است؟