اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تعاریف اصولیون از واجب مطلق و مشروط(4) - 05-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۳

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • عرض شد كه اصولييون در تعريف واجب مطلق و مشروط، داراي تعاريف مختلفي هستند و همان طوري كه به رفقا گفتيم، مساله واجب مطلق و مشرط اصطلاحي نيست كه در روايات و اخبار اين گونه از آنها تعبير شده باشد بلكه اين، يك اصطلاحي است كه خود فقها و اصوليين نسبت به بعضي از واجبات وضع كردند و بعد متداول شده و به اين كيفيت استمرار پيدا كرده است.

  • آنچه مورد اتفاق همه است و ارتكاز ذهني بر آن نقطه تعلق مي‌گيرد، اين است كه آن امر و شيء و شرطي كه واجب، منوط به حصول آن باشد و بدون آن واجب محقق نمي‌شود، اسم آن را گذاشته اند مشروط، بالنسبه به آن ، يعني با حصول آن، واجب به مرتبه تنجز و تكليف مي‌رسد و هر چيزي را كه واجب در وجودش منوط به آن نيست مي‌گويند واجب مطلق، كه براي اين قضيه مثال هايی ذکر می کنند.

  • لذا ما مشاهده مي‌كنيم كه در اين جا در كيفيت تعريف، بين افراد اختلاف است و چه ‌بسا اشتباهات و خطاهايی در اين جا رخ داده مثلا فرض كنيد عده‌اي آمده اند و ارتباط واجب را به بلوغ و عقل و علم و قدرت ،مشروط تصور كردند، زيرا واجب از نقطه‌نظر وجود، متعلق به اين هاست و بدون اين ها آن واجب، وجوب پيدا نمي‌كند و به مرتبه تنجّز و فعليت نمي‌رسد .

  • بعضي‌ها آمدند به نحو ديگري بيان كردند، چون در اين جا ديدند كه با اِشكالِ اصطلاح واجب مطلق در صلاﺓ، (من باب مثال) رو به رو مي شوند كه صلاﺓ كه واجب مطلق است، وجوبش در اين جا منوط به زوال شمس است، در حالي كه در آن جا، برفرضِ تحققِ شرائط اربعه است.

  • پس بايد بگوئيم كه اناطة وجوبِ صلاﺓ به زوال، آن را از اشتراط خارج كرده و به واجب مطلق تبديل مي‌كند، در حالتي كه اين واجب، واجب مشروط است. يا اين كه فرض كنيد در مورد صلاﺓ بالنسبه به تحصيل طهارت، و امثال ذلك اين واجب، واجب مطلق است، ولي در تحت اين تعريف نيست چون اين تعريف فقط چهار مطلب را از واجبِ مطلق خارج كرده است: بلوغ، عقل، علم و قدرت، پس صلاﺓ با اين كه واجب مطلق است، ولي بالنسبه به طهارت واستقبال مي‌شود واجب مشروط، چون فراق صلاﺓ است، از اين چهار شرطي كه در اين جا ذكر كردند، لذا آمده اند تعبير را عوض كردند به كل مقدمه ينوط به الواجب فهو واجب بالنسبه الیه مشروط و باز در آن جا نسبت به صلاﺓ گير كردند.