جلسه ۳۲
2تفسير دومي كه ذكر شد عبارت است از اناطة واجب به شرايط اربعه كه بلوغ و عقل و قدرت و صحّت باشد، که به آن واجب مشروط ميگويند و آنچه كه غير از اينها هست آن خارج از اين تعريف هست واجب مطلق گفته ميشود باز نقض به صلاةﺓشده كه در صلاةمساله بلوغ و عقل و صحّت و قدرت لحاظ نشده است در حالي كه صلاةمعنون به واجب مطلق است.
تعريف سوم كه شده براي واجب مطلق، تعريفي است كه اين تعريف را مرحوم صاحب فصول كردند و مرحوم آخوند هم اين تعريف را پسنديده اند و تعنون واجب به مطلق و مشروط را مختلف ميدانند، ممکن است، يك واجبي بالنسبه به بعضي از شروط وقیود مطلق و بالنسبه به بعضي از قيود ديگر مشروط باشد، مثالي كه ميزنند ميفرمايند صلاةبالنسبه به طهارت وتحصیل ماء و ازالة خَبَث و امثال ذالك مطلق است، اما نسبت به خود وقت، واجب مشروط است، قبل از دخول وقت، صلاةﺓواجب نيست، اين هم يك تعريفي كه براي اين شده است خوب مرحوم آخوند اين تعريف را مي پسندند و استطاعت را هم جزو قيود وشروط واجب مشروط ميدانند. براي تحصيل استطاعت، شارع وجوب حج را منوط به حصول استطاعت كرده است و از اين باب حج بالنسبه به استطاعت ميشود واجبِ مشروط، گرچه بالنسبه به اَشهُرِ حج، اين واجب مطلق است و خود اشهر حج كه با حركت رِفقَه تنجّز پيدا ميكند و فعليتش، زمان اتيان مراسم حج است كه از نهم عرفه باشد که وقت اتيان از آن زمان است و زمان تنجز از اول شوال كه اشهر حج است و همين طور زمان فعليت همان زمان خود اتيان به اعمال است. قبل از اين كه به اين مساله بپردازيم. (البته راجع به واجب مطلق و مشروط همان طور كه عرض كردم با اين كه مربوط به بحث ما نيست و ما فعلاً فقط درمورد استطاعت ميخواهيم بحث كنيم اما از نظر روشن شدن مساله واجب مطلق و مشروط، كه در مساله صلاةﺓيك دفعه ميبينيد فتوا از زمين تا آسمان عوض ميشود و برميگردد، ما انشاءاللَه راجع به آن و كيفيت رعايت شروط اربعه و عدم رعايت آن و اطلاقيّتش و امثال ذلك مطالبي داريم.

