جلسه ۳۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
عرض شد در واجب مطلق و مشروط، تفاسير مختلفي شده، تفسير اول اين بود كه واجب مطلق آن واجبي است كه منوط به شرط وجود نباشد. هر واجبي كه وجود و تحققش، منوط به وجود است بالنسبه به او ميشود واجب مشروط، ولي بالنسبه به غير آن كه شرط وجود ا ست و عبارت است از قدرت، مي شود واجب مطلق.
پس بنابراين همه واجبها بالنسبه به قدرت ميشوند واجب مشروط، حالا قدرت ها مختلف است، فرض كنيد كه ناتواني هست، منع خارجي است، حاجز نسبت به مكلف و بين مامورٌبه است و اين ديگر در يك سطح وسيعي آنچه را كه محقق مفهوم قدرت است در اين مساله دخالت دارد.
نسبت به اين مساله خدشه وارد كرده اند كه بنابراين صلاةاز وجوب مطلقة خودش ساقط ميشود و صلاةبه عنوان واجب مشروط ميشود در حالتي كه در اصطلاح، همه فقها، صلاةرا به عنوان واجب مطلق ميدانند و فقط بالنسبه به وقت صلاةواجب مشروط است، وليكن بالنسبه به قدرت و امثال ذلك و سایر چيزها اين واجب، واجب مطلق است.
برخلاف اين مرحوم آخوند ميفرمايند هرچه كه مستند به قدرت نيست و تعلق او به غير قدرت است، بالنسبه به او واجب، واجب مطلق ميشود در حالتي كه در بسياري از واجب های مشروط، مساله همين طور است، مثل خمس و زكات و حج و امثال ذلك كه اين ها متعلق و منوط به شرط وجوب نيست ولي در واقع آن را جزء واجبهاي مشروط آورده اند مثل حج كه منوط به استطاعت است و استطاعت همان زاد و راحله است كه از مقوله قدرت خارج است، چون قدرت يعني توان و اقتدار بر فعل، و استطاعت، آن يك بحث اخصّ از قدرت است، در بحث اقتدار شخص ممكن است حج را ماشيا و متسکِّعاً هم انجام بدهد، قدرت دارد ولكن استطاعت كه همان شرط براي شرعي وجود است آن استطاعت را ندارد.

