اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تعاریف اصولیون از واجب مطلق و مشروط(2) - 27-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۱

8
  • مثلاً يكي از مواردي كه الان دارند عمل مي‌كنند فرض كنيد عمره پشت عمره است، امروز مي‌رود عمره انجام مي‌دهد دوباره فردا مي‌رود محرم مي‌شود عمره انجام می دهد؛ آقا حرام است! يعني قبل عشرى ايام، عمره مجدد حرام است؛ تا يك ماه كراهت شديد دارد، خب چرا نبايد به اين مسائل رسيدگي بشود؟ مي‌گويد رجاءً ، رجاءً كجا؟ اين حرفها چیست؟ این چیزهای من درآری چيست در آمده، هر عملي را ما انجام بدهيم بعد اسمش را رجاءً بگذاريم؛ رجاءً در آنجايي است كه اميد تقرّب در آنجا وجود داشته باشد در اين جا رجاءً تقرّب، بر ترك است جناب مجتهد! نه بر انجام، شما وقتي كه از ناحيه امام عليه السلام داريد لا تفعل ديگر رجاءً هست که بروی انجام ‌بدهي؟ آخر آدم به چي شما بخندد ؟ بخنده يا گريه كند؟ آن كس كه فتوا مي‌دهد، نمي‌فهمد اين رجاءً در جايي است كه در آن ‌جا امر استحبابي با امر اباحه در آنجا خلط شده است، يا اين كه شبهه براي خلط است نه در آنجايي كه حتی وجود ندارد ما در بحث اوامر من بلغ ورجاءً صحبت كرديم يا نه؟ مثل اينكه بحث شد كه اصلا تمام اين ها همه اين رجاءً خلاف است و اصل ندارد و احاديث من بلغ همه ناظر به موارد ديگري است كه دليل وجود داشته باشد؛ منتهي در تعارض با دليل ديگر يا خصوصياتِ استنادی دليل، در آنجا شك براي انسان پيدا مي‌شود، نه اينكه صرفاً هر ننه قمري بلند شود يك حرفي در كتابي بزند تا شما هم چشمتان بيفتد بگويي رجاء انجام بدهيد! اين بحث اصلاً در آنجا نمي‌آيد اين مسأله رجاءً در آنجايي است كه اگر در جهت اثباتی و در جهت وجودی، كه امر از ناحيه مولي نسبت به اتيان فعل داشته باشيم منتهي به واسطه وجود قرائني يا به واسطه ضعف در بعضي از جهات صدوریه و دلاليه، مسأله به مسأله احراز حجيت نرسيده باشد، آنجا رجاء مي‌گويند بهتر است انسان انجام بدهد به اميد من بلغ و امثال ذلک، ولي در جائي كه شبهه ،‌شبهه حرمت است ديگر رجاء در آنجا چه معنا دارد؟ رجاء در آنجا یعنی چه؟ وقتي حضرت مي‌گويد: يَحرُم ديگر رجاء در آنجا معنا ندارد!! لا تفعل رجاء معنا ندارد در آنجا ، بنده خودم ديدم بسياري از همين مراجع كه آمدند، امروز عمره انجام دادند و فردا دوباره رفته بودند تنعیم احرام بستند رجاءً، عصا می‌زدند و طواف مي‌كردند!! اين نمي‌شود كه آدم همين‌طوري، اين براي چيست؟ براي اين است كه ما در مقام استنباط به آن كيفيتِ دليل و قرائن و شواهد توجه نداريم، يك چيزي همين طوري مي‌گوئيم ومي‌رويم و نگاه مي‌كنيم.