جلسه ۳۱
2در مقابل اين، واجبي است كه اين مساله بر وجود وصف يا بر وجود شرط معلق نيست فرض كنيد كه مثل اكرام است خب مقدمات اكرام، تهيه مقدمات موصله و همين طور مقدمات وجوديه، ظرف براي اكرام كه فرض كنيد لیلة الاربعاء یا لیلة الخميس باشد، مولي اين وجوب را مشروط به لیلة الاربعاء نكرده است، اين را از اين نظر عرض ميكنم كه مساله خيلي مهمي است در باب اَشهُر حج، كه بعداً در تعلق وجوب به حج، در اَشهُر حج، اين مساله در آنجا لحاظ ميشود اين كه ميگويند در اَشهُر حج، وجوب تنجز پيدا ميكند يا با حركت رِفقَه و حَمله، وجوب تنجز و فعليت پيدا ميكند، بايد ببينيم تا چه اندازه اين مطلب صحيح است كه قبل از اشهر حج يعني تا قبل از حلول هلال شوال، اين حج در اينجا اصلاً وجوب ندارد، مثل اكرم زيد ان كان في البلد، زيد در بلد باشد وجوب برآن مترتب است و اگر در بلد نباشد، اصلاً وجوبي ندارد كأنّ شارع ومولي اين حكم تكليفي را نسبت به اين جعل نكرده اند، در مقام جعل، كه مقام تنجز تكليف نه فعليت، در مقام انشاء و تنجز نسبت به كل فرد فرد و كل مكلّف هست، اين حكم وجوب حج تعلق به اين فرد نگرفته است بلكه تعلق به فرد ديگري گرفته است يا مثلاً مثال خیلی صریح تر اگر بزنیم چطور در افراد مراهق و قبل البلوغ وجوب حج اصلا تعلق به آنها نگرفته، گرچه در عالم انشاء و در عالم ملاكات و اصل خود وجوب جعل شده، وليكن نسبت به ولد و شخصي كه مراهق است و قبل از بلوغ، ميخواهيم ببينيم که آیا وجوب به آن تعلق گرفته يا نه؟
اين وجوب را اصلاً مولی ناظر نسبت به اين نميداند بلكه نسبت به ساير افراد ميداند همين كه اين شخص به مقام بلوغ رسيد اين وجوب هم، نه در مقام فعليت، بلكه در مقام شمول و قابليت و تأهلِ براي ترتب تكليف، فقط به همين مقدار، الان اين در معرض براي تكليف در اين وضعيت باقي ميماند، ولي اين حج از نقطه نظر وجوب كه براي او تنجز پيدا بكند اين نسبت به او منجز نيست، تنجزش مربوط به استطاعت است، استطاعت پيدا كرد اين هم منجز ميشود استطاعت پيدا نكرد این هم منجز نميشود. خود اصل وجود، حالا اين بعد از تنجز چه موقع فعلي ميشود آن زمان فعلي شدنش خب قطعاً زمان، زمان تاسع ذيالحجه است كه در آنجا احرام براي عرفات، طبعاً لازم و واجب است ولي در خود اصل تعلق وجوب در اين جا بايد ببينيم كه در مساله اَشهُر حج به چه كيفيت مورد لحاظ است.

