اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تعاریف اصولیون از واجب مطلق و مشروط(2) - 27-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۳۱

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • بحث راجع به كيفيت أخذ استطاعت در لحاظ وجوبِ حج بود كه آيا حج بالنسبه به استطاعت، واجب مطلق است يا واجب مشروط؟ عرض شد که فقها مساله استطاعت را شرطِ وجوب براي حج شمرده اند، هم در كتب فقهيه و هم در كتب اصوليه وقتي كه بحث راجع به واجب مطلق و واجب مشروط است از امثلۀ واجبِ مشروط، مساله حج را ذكر مي‌كنند.

  • مرحوم شيخ در تعريفي كه براي واجب مطلق و واجب مشروط مي‌آورند لحاظِ شرط وجوب را بالنسبه به واجب، موجب تعنون واجب به عنوان واجب مطلق مي‌دانند، فرض كنيد در مورد نماز، خب نماز خودش واجب است به نحو اطلاق و شرط وجود، عبارت است از طهارت و استقبال و امثال ذلك كه صلاة نسبت به اينها واجب مطلق خواهد بود و خود نفسِ وجوب، مشروط به استقبال و تحصيل طهارت و عدم الغصبيه و امثال ذلك نيست، كه در صورت عدم طهارت، اصلا وجوبي تعلق نگيرد، البته نسبت به اين قضيه هم ما خودمان حرف داريم حالا انشاءاللَه در ضمن بحث واجب و مطلق آمديم شايد اين مساله حتي در مورد صلاة به تعريفي كه افراد آوردند يك مسائل قابل تأملي در آنجا باشد ولي فعلاً در بحث استطاعت صحبت مي‌كنيم.

  • خود واجب، اگر آمر و مولي در مقام انشاء، آن واجب را بدونِ شرطي كه آن شرط خارج است از اختيار مكلّف، در نظر بگيرد اين اسمش واجب مطلق است البته اين كلام ، كلام مرحوم شيخ است، بعداً نسبت به اين انتقاداتي شده است و اگر با لحاظ آن شرط، مولي، مكلف را امر به اتيان آن مكلّف به كند اين واجب مي‌شود واجب مشروط فرض كنيد مي‌گوييد إن كان زيد في البلد فاكرمه اين وجود زيد در بلد شرط براي اصل اكرام است اگر زید در بلد نباشد اكرام هم در اینجا منتفي است، اين به این معنا نيست كه شما زيد را از يك بلد ديگر بياور اينجا و حالا كه آمد پس بنابراين اكرام هم براو مترتب مي‌شود نه، اگر زيد در بلد بود اكرام بكن حتي لازم نيست به او بگويي كه مولي گفته كه اگر تو قم باشي من اكرامت مي‌كنم كه بلند بشوي بيايي، نه نگاه مي‌كني، زيد اگر در بلد هست فرض كنيد شما اكرام مي‌كنيد اگر هم نيست كه خب نيست تكليفي نیست خود اصل وجوب در اينجا معلق شده و مشروط شده بر وجود اين شرط.