جلسه ۳۱
10من در مشهد بودم (اين نكته را بگويم) يك وقت در يك شهر در خدمت مرحوم آقا بوديم يكي از آقايان تهران كه معروف بود از شاگردان آقاي بروجردي و گلپايگاني و در تهران فرد معروف و فاضلي هم بود و فوت كرده است، يك انتسابي سببي هم با ما داشت، ايشان مشهد آمده بود صحبت راجع به وجوب نماز جمعه شد كه صلاة جمعه واجب است يا نه ايشان يك استدلالي ميكرد، يعني كيفيت استدلال را ببينيد حالا آقا مجتهد، خودش را مجتهد ميداند و صاحب نظر!! حالا نميدانم چه کسی به ايشان اجتهاد داده بود! ميگفت نمازجمعه به اين دليل مستحب است كه ما در روايات تأكيد وتحریص بر اتيانش داريم، خب اگر نماز جمعه، صلاة جمعه واجب باشد ديگر تاكيد چه معنايي دارد؟ اين همه ما روایت داریم در مورد صلاة جمعه که اگر کسی صلاة جمعه نرود: روزي اش قطع ميشود، برکت از او برداشته می شود، ملائكه لعنش ميكنند، يعني ملائكه لعنت ميكنند كسي كه به صلاه جمعه نرود و در هر قدمي كه برميدارد نميدانم چندتا ملك او را همراهی ميكنند تا وقتي كه به نماز برسد و تا وقتي كه به منزلش برگردد، خيلي از اين روايات داريم که ما در کتاب صلاة جمعه در تذییلات آوردهایم و مرحوم آقا خودشان هم آوردهاند، ما هم مقداري در آن تذییلات اين مساله را ذكر كرديم و او می گفت اين ها همه دليل بر اين است كه نماز جمعه مستحب است چون اگر واجب باشد خب واجب است!! درست مثل چي؟ درست مثل حج، ايشان تنظیر آورد گفت مثل حج در حج هم داريم كه اگر كسي حج انجام ندهد مت یهودیاً او نصرانیاً؛ گفتم پس بنابراين بفرمائيد حج هم مستحب است حالا که شما نماز جمعه را مستحب كرديد با اين وضعيت در جواب او باید گفت: اين بخاطر شدت اهتمام است، در روزه و نماز خب اين خيلي كاري ندارد حالا در مورد نماز هم ما داريم و اولاً این اختصاص به حج و اينها ندارد آيا در مورد نماز نداريم كه فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ﴿الماعون، 4﴾ اَلَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ ﴿الماعون، 5﴾ يا روایاتی که در مورد صلاة است (الصلاة خَیرُ مُوضوعٍ فَمَن شاء اِستَقَلّ وَ مَن شاء اِستَکثَر) و یا فرض کنید ( إن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها) خب نماز هم مستحب است، واجب كه اين همه نياز به تاكيد ندارد.

