جلسه ۳۰
5البته بعضي از محشّین و مقررين نسبت به اصل طرحِ تعلق تكليف به سفر و حضر و استطاعت در اينجا شبهه و اشكال كردند كه اين را انشاءاللَه در روز بعد خدمت رفقا عرض ميكنيم، ولي متعرض آن نكتهاي كه موردنظر است نشدند آن نكتهاي كه موردنظر است كه رفقا بروند روي اين مساله، وقتی که تقریرات را مطالعه ميكنند به اين نکته باید توجه كنند كه اصلا بطور كلي آيا اين ارداف مرحوم آخوند استطاعت را در كنار سفر و حضر صحيح است يا صحیح نیست ؟ اصلا ما كاري نداريم كه تكليف تعلق ميگيرد به مسافر يا به حاضر يا به مستطيع يا نميگيرد، اين بحث ديگري است كه ايشان می گویند یستحیل تعلق التکلیف بالمسافر كه اشكال كردند نه محال نيست تعلق تکلیف ممكن است سفر براي انسان واجب باشد الان به نفس سفر تكليف تعلق گرفته به لحاظ وجوب سفر، قصر هم در اينجا واجب ميشود یا اینکه انسان مریضی در حضر دارد در اینجا سفر می شود یک سفر حرام یا اینکه یک حضر واجب می شود يا فرض كنيد مخالفت با والدين هست در آنجا سفر سفر معصيت ميشود يا در مواردي كه اصل سفر معصيت است در نتيجه خود حضر در آنجا واجب ميشود به لحاظ وجوب حضر در آن جا نماز هم وجوبش تمام ميشود به اين مساله ايراد كردند يا اينكه ممكن است فرض كنيد استطاعت واجب باشد، اصلاً در مورد اصل استطاعت شارع بگويد تحصیل استطاعت واجب است بر مبناي حصول استطاعت حج هم ميشود واجب چون شرطش انجام شد حاصل شد و للّه علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً وقتي كه استطاعت حاصل ميشود وجوب هم مترتب بر آن ميشود از اين نظر ايراد گرفته اند كه خب در اين جا اشكال ندارد كه تکلیف تعلق بگيرد به سفر به حضر يا فرض كنيد به استطاعت.
آنچه مورد نظر ما است اين نيست، راجع به اين مساله بحث داريم كه نظر مرحوم آخوند صحيح است و اشكالي كه به مرحوم آخوند کرده اند در اينكه محال نيست كه وجوب تعلق بگیرد به سفر اين اشكال وارد نیست مرحوم آخوند به لحاظ نفسِ واجب در آنجا نظرشان اين است كه وجوب تعلق نميگيرد نه به لحاظ آخر، ممكن است سفر به يك لحاظ ديگري تکلیف به آن تعلق بگيرد فرض كنيد يك سفري كه برای انسان واجب است خوب بايد برود يا حضر واجب است مریض دارد بايد بماند يا فرض كنيد كه هزار داعي براي سفر و هزار داعي براي حضر وجود دارد، مرحوم آخوند كاري به اين ندارد خود صلاه و خود سفر خود این وجوب قصر صلاه در ارتباط با سفر بايد لحاظ بشود كه شارع كه حكم به وجوب قصر كرده است آيا به واسطه حكم به وجوب قصر، حكم به وجوب سفر هم تعلق ميگيرد يا نه؟ يعني سرايت وجوب از قصر به سفر، نه، ایشان می گویند اينطور نيست حکم رفته روی قصر، قصر واجب است حالا که قصر واجب است آيا بايد شما حتما سفر كني؟ نه، شارع ميگويد اين قصر در اختيار توست ميخواهي سفر كن قصر ميشود واجب ميخواهي سفر نكن قصر واجب نيست اين مورد نظر آخوند است لذا اشكالاتي كه بر مرحوم آخوند شده محل ايراد است از اين نظر مرحوم آخوند محِق است ولي صحبت در اين است كه اين كه مرحوم آخوند آمدند مستطيع را در كنار اين دو قرار دادند چرا؟ مستطيع با مسافر و با حاضر اختلاف جوهري دارد در ماهيتش ، ماهيت استطاعت و ماهيت سفر و ماهيت حضر، سه ماهيت مختلف است سفر و حضر اين يك عنواني است كه مترتب ميشود بر حال انسان و بر ترتب آن حال وجوبِ قصر و وجوب تمام هم در آنجا براي انسان واجب است ولي در مساله استطاعت اين كه استطاعت را ايشان عنواني قرار داده است كه مكلف متصف به استطاعت ميشود وبعد الاتصاف بالاستطاعه يجب عليه الحج اين مثال در كنار آن دوتا مثال نبايد گذاشته بشود چرا؟ چون همانطوري كه عرض كرديم اصلا استطاعت به عنوان شرط فعل است نه به عنوان شرط وجوب يعني آن مُتفاهَم عرفي و متفاهم شرعي كه منطبق با متفاهم عرفي است استطاعت شرط فعل است ميگوييم آقا برو فلان سفر اگر ميتواني، اين كار را بكن اگر ميتواني، يا اين عمل را انجام بدهد اگر ميتواني، آيا معنايش اين است كه ميتواني اين عمل را بكني يا نكني؟ هيچ وقت اين حرفها نيست. ميگويند: اکرم زیداً لیله الجمعه ان استطعت معنايش اين است كه نخير استطاعت در اختيار بنده است كه بخواهم يا نخواهم.

