جلسه ۳۰
3مثلا فرض كنيد (همانطوري كه مثال زدم خدمت رفقا) در مورد وجوب زكات، خود اصل الوجوب در اينجا معلق بر شرط است، شرط هم حد نصاب است يعني قبل از بلوغ مال به موارد تسعه يا اعم از آنها بگوييم یا نگوئیم بالأخره تسعه موارد هست که غلات اربعه ( گندم و جو و مويز وخرما) و انعام ثلاثه و نقدین مي باشد، در اينجا اصل، وجوب زكات نيست يعني وجوب زكات وجوب فعلي نيست و به مكلف اين وجوب تعلق نگرفته است كه حد نصاب ظرف براي آن اداء و ظرف براي ابراء ذمه از تعلّق تكليف باشد بلكه نفس وجوب زكات اين معلّق بر شرط است كه بدون تعلّق بر شرط اصلا مكلّف تكليفي برايش نيست، خود نفس وجوب، معلّق است، خوب اين ديگر ميشود واجب مشروط كه واجب در اينجا تعلیقش بر ظرف به عنوان تاثير و دخالت اين شرط در خود تنجّز وجوب است و تا وقتي كه فرض کنید اغنام به حد نصاب نرسد، شخص گوسفند دارد ولي آن گوسفندانش به حد نصاب نرسيدند، اصلا وجوب زكاتي در اينجا نيست وقتي كه وجوب زكات نشد تبعات اين مساله چيست؟ تحصيل شرط به لحاظ عدم وجوب واجب، واجب نيست، وقتي كه زكات واجب نشد پس بنابراين نصاب كه شرط متأخر است و شرط مؤثر در اصل تنجّز وجوب است آن حد نصاب هم واجب نيست، انسان ميتواند ازدياد اغنام نكند مثلا ده تا گوسفند دارد بگذارد همان ده تا گوسفند باشد حالا كه با اين ده تا گوسفند زندگی ما و اوضاع ما ميگذرد، ما ديگر آنها را زياد نميكنيم چرا برويم زياد كنيم ؟ نه به همين كيفيت ميگذرد پس تحصيل وجوب شرط در اين جا به لحاظ عدم وجوب واجب است چون واجب در اينجا نيست،
يا فرض كنيد در مورد خمس هم بايد آن مال در آن مواردي كه مربوط ميشود به زائدِ از مؤونة سنه، مساله همينطور است خود وجوب خمس، واجب، واجب مشروط است يعني وجوب خمس مشروط به زيادي ارباح مكاسب بر مصارف مؤونة سنه است كه اگر اين ارباح مكاسب زائد بر مؤونه نبود( يا مساوي بود يا اقل از آن مؤونه سنه بود) اصلا خمسي تعلق نميگيرد اصلا خمس واجب نيست، يعني وجوب در اين جا وجوب مشروط است نسبت به خمس.

