جلسه ۲۹
2خوب است، ما همانطوري كه امام عليه السلام فرموده همان جور بيائيم بيان كنيم، از خودمان فضولي و من درآوردي نكنيم، فهممان نميرسد بگوييم نميرسد! ديگر نيائيم كلام امام صادق عليه السلام را تاويل كنيم.
امام عليه السلام ميفرمايد كه فَقَد قضی حجة الاسلام ديگر فضولي موقوف، وقتي حضرت ميفرمايد: كه صبي اگر قبل از بلوغ به حج مشرف بشود فَقَد قَضی حجة الاسلام يعني حجة الاسلام، ديگر ما ده تا حجة الاسلام كه نداريم، يك حجة الاسلام بيشتر نداريم .
بله، يك وقت خود امام عليه السلام ميفرمايد كه مقصود از حجة الاسلام در مورد صبي، حج استحبابي است و آن حجة الاسلامي كه داراي آن آثار مخصوص است، نيست، بلكه صرفاً ثوابي می برد، خوب، بله همانطور که اگر يك جا معطر باشد هركسي وارد اتاق بشود، از آن عطر استفاده ميكند، خوب بچه هم كه وارد اتاق بشود بالاخره از آن فضاي معطر بهرهمند ميشود اما نه اينكه فرض كنيد بايستد نماز بخواند آن طوري كه براي بزرگترها هست که وجوب صلاة درمسجد است، آن بچه وارد مسجد ميشود از همان فضاي مسجد از همان روحانيتش از همان به اصطلاح، عطر خوشي كه در آنجا هست به همين مقدار شاد ميشود و بيش از اين نه، اين نيست منظور، منظور اين است كه اگر بچهاي آمد وارد مسجد شد فرض كنيد يك بچه ده ساله و در كنار مصلّين ايستاد و نماز جماعت را همانطوری كه آنها ميخوانند او هم خواند و داراي طهارت هم بود، همان آثار مترتب بر صلاة واجب كه براي مصلين است همان آثار به ظرفيت خود اين بچه آن آثار هم براي او ثبت ميشود .
لذا ميگويند كه اطفال خود را بيدار كنيد براي نماز خواندن، بخاطر آن است كه به آن حظ و نصيب برسند. بنده خودم شاهد بودم در كربلا كه مشرف بوديم، مرحوم آقاي حداد رضوان اللَه علیه به والد ما ميفرمودند: حتي بچههاي كوچك را هم بينالطلوعين بيدار كنيد، نه بخاطر اينكه اينها عادت پيدا كنند كه بينالطلوعين بيدار باشند، اين عادت نميخواهد، بلكه خود همين بيداري در بينالطلوعين همانطوري كه موجب استجلاب رزق است (چطور اینکه، در روايات داريم كسي كه در بينالطلوعين خواب باشد، رزق آن روز نصيبش نميشود يعني، رزق روحاني ورزق علمی، نه رزقهاي مادي و نان و پنير و اينها آن رزق روحاني آن روز نصيب آن نميشود) كسي كه در بين الطلوعين خواب است آن روز خودش هم ميفهمد كه در بين روز است، ولکن حالش فرق دارد اینکه حالش فرق می کند به علت آن است كه بين الطلوعين بيدار نبوده و نصيبي ندارد و بايد مسأله را براي فردا بگذارد، حالا فردا گريه كند، يا... بنده نميدانم چكار كند ديگر آن روز رفت .

