جلسه ۲۹
9نسبت به واجب مشروط اگر اين واجب بايد لیلة الجمعه باشد و فرض كنيد اكرام را كه گفتيم نسبت به اصل زيد اين مطلق است اما نسبت به دخول وقت مشروط است، آيا تحصيل شرط در اينجا بر عهده زيد است يا اينكه بر عهده عبد است؟ یا اينكه نه، لیلى الجمعه در اختيار او نيست و او ميتواند صبر كند تا ليله الجمعه؟
صحبت در اين است كه در اين واجب مشروط آيا اين عبد ميتواند بگويد چون هنوز زمان اين وجوب نيامده است من ميتوانم با ايجاد مانع دفع آن واجب مشروط را بكنم به لیلة الجمعه؟ يا نميتواند؟ وقتي كه مولي به عبد ميگويد كه اكرم زيدا لیلة الجمعه اين ديگر پایش را از قم نميتواند بيرون بگذارد بايد تا لیلة الجمعه در قم بماند نگويد من بلند ميشوم ميروم تهران حالا كه رفتم تهران ديگر بر من واجب نیست، اين واجب مشروط است، در واجب مشروط عبد نميتواند ايجاد مانع براي رفع وجوب بكند زيرا در واجب مشروط حكم بر ضمّه عبد متعلق شده است و ديگرمفرّی از آن واجب نيست مثل فرض كنيد واجب مشروط نسبت به طهارت انسان كه در موقع صلاة در موقع زوال حكم متعلق شده است و ديگر مفري نيست و بايد برود تحصیل طهارت بكند اين مطلب ديگري است، ولي در مورد واجب مطلق اين طور نيست، تحصيل شرط براي واجب مطلق، برعهده مكلف نيست فرض كنيد مثلا بلوغ شرطِ وجوب است نسبت به احكام تكليفيِّه، براي صبي شرط الزام آن همان بلوغ است يا اينكه فرض كنيد ما در احكام خيلي داريم مثل خمس و زكات و اين ها همه شرط براي واجب است نه شرط براي وجوب .
شارع خمس را واجب كرده است ولي وجوب خمس مشروط به بلوغ مال و حد نصاب است يعني نصابش عبارت است از همان ازدياد منافع يا نسبت به مؤونه سنه یا نسبت به سایر موارد مثل غوص ومعادن، كه به سنه ومؤونه سنه كاري نداريم، حالا فرض كنيد دراینجا كارهای مختلفي است كار معدنیات است، کارغوص است، فرض كنيد كار نجاري هم است خوب اين فرد ميگويد من نميخواهم بروم غوص كنم تا اين كه مشمول خمس بشوم شارع می گوید می توانی بروی نجاري بكنی ميتواني بروي قصابي كني حتماً لازم نیست که انسان شغل خودش را به نحوي انتخاب كند تا اينكه مشمول تكليف به خمس بشود يا اينكه در مورد نصاب در مورد نصاب زكات، اين ميتواند در زراعت يك زراعت ديگري بكند بجاي اين كه انگور بكارد برود درخت سيب بكارد خوب سيب كه مشمول زكات نيست مشمول خمس است، بله اگر برود گندم بكارد و انگور و خرما و امثال ذلك اين مشمول زكات ميشود و همينطور شخص ميتواند براي رسيدن به حد نصاب خودش را به سختي نياندازد خوب در اينجا حد نصاب اين مقدار است نصاب براي طلا و نقره اين مقدار است براي زراعت اين مقدار است گندم و مويز و خرما در مورد اگر چنانچه كيفيت سقی او سقی سماوی باشد يا مطر باشد يا توسط يد و اينها در اينجا تفاوت ميكند شخص نسبت به تحصيل شرط در اينجا مكلف نيست، ميگويد من يك مقداري زراعت ميكنم كه كمتر از حد نصاب باشد شارع در اينجا در اختیار او گذاشته نه اينكه يك هكتاري كه داريد بايد حتما يك هكتار را زراعت كند، ميگوييد: نه نميخواهم، می خواهم ده مترش را زراعت كنم، همان مقدار قوتم باشد كفايت ميكند .

