جلسه ۲۹
7بحث جديدمان البته يك بحث اصولي است و آن اين است كه تكليف ما نسبت به اين حج چيست؟ از نظر بحث روايي، خوب مطلب را تا آنجايي كه ديگر قضيه روشن بشود خدمت رفقا عرض كرديم و رفقا هم ديدند كه قضيه استطاعت يك مسئلۀ شرط زائد بر شرط عرفي نيست بلكه یک مسأله عرفي است .
در عرف مثلا ميگويند اگر ميتواني برو تهران اگر ميتواني امروز فلان كار را بكن اگر ميتوانی فرض كنيد، اطعام كن اگر ميتواني... ، اينها يعني چه؟ يعني اگر مشکلی نداشته باشی، اگر ايرادي نداشته باشد، مثلا اگر ميتواني الان اين نامه را ببر به فلان شخص بده، مي گويد من نمی توانم الان درس دارم بحث دارم نميتوانم ولي يك فردي ميگويد من ميتوانم و درس ندارم، اين اگر ميتواني اگر نميتواني چيزي نيست ،همين مطلب را خدا در قرآن گفته است و در روايات هست منتهي در روايات تفسير شده به زاد و راحله و همين طور نسبت به كساني كه قادر هستند و ميتوانند، حتي در آنجا راحله برداشته شده است اين مساله يك مسئلۀ عادي است و نيازي به مباحث ديگر ندارد ولي از نظر تاكيد بر قضيه و بر مساله خوب اشكالي ندارد كه يك مقداری بحث را اصولي كنيم و مطلب را بر آن پايه قرار بدهيم .
ببينيد در اوامر، اوامري كه از ناحيه شارع تعلق ميگيرد به وصفی، يا اينكه آن وصف، ظرفِ براي آن مأمورٌ به است يا اينكه آن شرطِ براي وجوب مأمور به است.
در اينجا مساله فرق ميكند يك وقتي مولي در اوامر خودش يك شرطي را شرطِ براي اصل مأمور به قرار ميدهد يك مطلبي را اصل قرار ميدهد براي آن مأموربه خودش، مثلا فرض كنيد ميگويد كه اگر فلاني در قم بود شما بايد او را اكرامش كنيد در فلان شب اطعام كنيد در اينجا وجود اين شخص شرطِ وجوب است، يعني مأمورٌبه بالنسبه به آن قید و بالنسبه به آن شرط، در اينجا شرط آن واجب مشروط است، واجب مطلق نيست وجوب در آنجا محقق نميشود الا به حصول شرط در آن ظرف و در آن مكان ، حالا ابتداي مطلب را امروز به عنوان مجمل ميگوييم تا فردا وارد بحثش بشويم.

