جلسه ۲۷
3اين مطلب در مورد حج مشاهده مي كنيم مثلاً امام مي فرمايد فعليه أن يعيد يا فعليه أن يحج فعليه ان يقضي حجة الاسلام در اینجا روايات زياد است، و زیادی روایات حكايت از اين ميكند كه قطعاً قصد امام (عليه السلام) در تبّدل موضوع، به اتيان به حج مرى ثانيه بوده است در اين شكي نداريم يعني نتيجه بحث در اين قضيه حج چه نسبت به فردي كه به او بذل مال نشده حج به و همين طور نسبت به فردي كه معتق شده و نسبت به معاند و ناصبي و امثال ذلك و همين طور نسبت به صبي قضيه صبي كه روشن است چون اصلاً تكليف تعلّق نميگيرد يعني تكليف الزامي تعلّق نميگيرد به صبي لذا داريم در آن جا در اين موارد حضرت با عبارت فعليّه اشاره دارند، فعليّه در لسان روايات و در لسان محاوره به وجوب برميگردد نه استحباب، ما الفاظ مصطلح براي استحباب زياد داريم احب ان يعيد، احبّ دلالت بر استحباب دارد يا احبّ اليّ ان يعيد دلالت براستحباب دارد يِستحِبُ له زياد هستند اين الفاظ ولي اين عبارت عليه (يعني بر عهده او است،) يعني واجب و در اين شكي نيست در اين قضايا امام تعبير "عليه" آورده اند عليه أن يعيد، عليه أن يحج حجة الاسلام و عنوان حجة الاسلام هم عجيب است يعني خود عنوان حجة الاسلام، حكايت از اين ميكند كه واجب است چون آني كه واجب است حجة الاسلام است و بقيه حجة الاسلام نيست حجة الاسلام همان حج ضروره است، يعني اوّلين حجّي كه شخص به مكه برود لذا ساير حجها كه به عنوان استحبابي گفته ميشود، مندوبي است حجّه الاسلام هي واجبه مرة واحده في طوال عمره، اغلب روايات اين را بيان كردهاند و شكي نيست منتهي در قضيه فعليّه ما استفاده مي كنيم كه اين تبّدل موضوع در اينجا نقش دارد چرا در اين جا نقش دارد و علتش چيست؟ عرض ميكنم

