اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۷

0
فقه

استطاعت در حج - اعاده حج در صورت استطاعت پس از بذل مال(3) - 14-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۲۷

2
  • استاد: در وقتي كه مي خواهد نماز را بخواند آن وقت كجاست؟ هر جا كه هست صحبت ديروز ما همين بود كه در صلوى، نه اربع ركعات واجب است نه ركعتين واجب است نه قياما واجب است نه مستلقياً و نه متطهراً بالطهارى المائيه و نه بالترابیه هيچكدام صلاه واجب عبارت است از يك حقيقت ربطيه كه آن حقيقت، در اول وقت واجب مي‌شود به مقتضاي ظروف و شرايط تعين پيدا مي كند اگر در حضر باشيد آن حقيقت ربطيه چهار ركعت مي‌شد و در سفر باشيد مي‌شود دو ركعت، اگر مريض باشد مي‌شود جالساً 

  • دو مطلب باقي مانده است كه دقيق است يكي اينكه كيفيتِ لسان روايات در مورد بيان مطالب، متفاوت است فرض كنيد در جايي يك حقيقتي را امام عليه السلام مي‌خواهد بيان كنند، خيلي آن حقيقت، حقيقت راست و رك و پوست كنده است و داراي احتمال نيست و حضرت صريحاً فرموده اين مسئله واجب است يا حرام است و متقن و محكم مسئله را بيان ميكند اگر وقتي در جايي خلافش باشد به صورت تقيّه و امثال ذلک مشخص است و خود كيفيت عبارت و لحن امام عليه السّلام ميرساند كه اين در مقام تقيه مطلب را بيان كردند يا محذوری درمطلب است

  • در بعضي اوقات كلام و بيان مسئله به نحوي است كه گرچه مراد امام علیه السّلام، بيان نظر قاطع است نسبت به مطلب ولكن به ملاحظاتي نمي خواهند آن طوري كه بايد و شايد يك نوع تحميلي يا مشقتي و ضيقي را بر مكلّف ايجاد كند و اگر اين مسئله بخواهد به نحو متداولي مطرح شود چون امام (عليه السّلام) وقتي مطلبي را بيان مي كند به همه آفاق و به همه افراد مي رسد و به عنوان يك مطلب غير قابل ترديد تلقي مي‌شود غير از اين است كه بخواهد وظايف فردي شخصي را بيان كند و بگویند به كسي نگو اين حكم مخصوص تو است و نبايد به ساير موارد برسد و ما هم اين را در كيفيت روش بزرگان مي ديديم گاهي مطلبي را كه بيان مي‌كردند بين عالم و جاهل و عامي و غيرعامي فرقي نبود و يك مسئله واضح و روشن و رك و راستي بود در بعضي از مسائل نظرِ روي قضيه نظر مساعدي نبود، ولكن اگر مي‌خواستند اين مطلب را به صورت عام و شايع در بياورند خيلي از افراد به مشكل مي افتادند لذا اين را به نحوي بيان مي‌كردند كه افراد در عين حال هم متوجه تكليفشان شوند و هم جوري نباشد كه ساير افراد ديگر كه آنها هم مبتلا به اين مسئله هستند و از قدرت آنها خارج است كه به اين مسئله بپردازند، دچار مشكل شوند