جلسه ۲۶
5با توجه به اين قضيه استفاده ای که مي كنيم از مجموع روايات این است که در زمان رقيت شارع يك حجة الاسلام براي رِق در نظر دارد اگر او اين را انجام داده حجة الاسلام را انجام داده است امام (علیه السلام) هم مي فرمايد فقد قضي حجة الاسلام اين مال رِقيت است اگر با اين رِقيت بميرد يحشر يوم القيامه حاجاً بحجى الاسلام، چون مصلحت ملزمه براي اتيان حج در اين زمان رقيت از او متمشي شده است، اگر از رق برگشت و معتق شد تكليف عوض مي شود حالتش متبدل مي شود به حالت حريت خدا مي گويد حالا كه حر شدي باید يك حج در حال حريت و عتق انجام دهي آن وقت آن حج، حجة الاسلام مي شود پس اشكال ندارد ما يك حجة الاسلام بيشتر نداريم در حال رق بودن حجة الاسلام است اگر همين رقيت ادامه پيدا كند و يا ادامه پيدا نكند ولكن بعد از عتق مستطيع نشود يا مريض شود، حتی ماشياً هم نتواند برود حجة الاسلام را انجام داده است ولي وقتي حال او متبدّل مي شود به اقتضاي حال، چطور اینکه در مورد سفر گفتيم صلاة در مورد سفر متبّدل مي شود به شكسته، قصر و وقتي متبدل به قصر شد، حالا این قصر را انجام نداد تا به حدّ ترخّص رسيد تا به حدّ ترخّص رسيد آن قصر تبديل به تمام مي شود چون حال عوض شده است، تا حالا مسافر بود و صلاتش قاصرا بود حالا كه به ترخص رسيد حال او تبديل شد به تمام پس ما صلاة دو جور نداريم حال دو جور داريم اگر وضعيت و موضوعييت در حال سفر باشد، صلاة قصر مي شود در حال تمام باشد همين طور در حال رقيت باشد قضي حجة الاسلام، اين رقيت تبديل به عتق شود، حالا حجة الاسلام حريت را انجام بدهد آن حجى الاسلام مربوط به رق بود، وهو مضی، الان حر است.

