جلسه ۲۵
6حضرت مي فرمايد دوباره حج انجام دهد تا بهره اش را ببرد حالا ما به مسئله مخالف كاري نداريم، فعلا بحث راجع به خود بحث فني است نسبت به حجة الاسلام و تعدد حجة الاسلام در حالتي كه روايات ديگر آمده اند و حج را حجة الاسلام را مرى واحدى واجب كرده اند، اين چطور می شود؟ با توجه به روايات يك استنباط حكم كلي مي كنيم كه تكاليفي كه براي بندگان است همه آنها به خصوص خود فرد، به عنوان أنه فرد و به عنوان أنه ابن عمر و به عنوان أنه اين اندازه وزن و يا اين اندازه ماهيت به اين عنوان تكليف نيامده است تكليف براي افراد بر اساس ميزان و مرتبه و موقعيت خود شخص مي آيد.
فرض كنيد كه صبي، تكليفي كه براي صبي است اين تكليف الزامي نيست بلكه استحبابي است ولي وقتي که صبي به مرتبه فهم مي رسد كه همان مرتبه بلوغ است تازه در آن مراتب هم، تكليف متفاوت است يعني در آن مراتب هم باز مسئله فرق مي كند نسبت به موارد مختلف تكليف هم فرق مي كند … فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ ... ﴿النساء، 6﴾ گرچه فرض كنيد كه 20 سالش هم شده و لي جايز نيست مسئله دفع اموال، فرض كنيد رشد شخص یتیم، فقط مترتب بر احتلام نيست، چون تمام اموالش را به باد مي دهد.
شخصي از دوستان، پدرش فوت كرده بود از من سوال كردند كه اين پسر 18 و 19 ساله دارد گفتم مالش را به او ندهيد، اين فهم ندارد كه مالش را چه كند، بعضي گفتند كه نه اشكال ندارد بدهيد پولها را دادند و البته این وصی همه اموال را نداده بود و مقداري را به او داد و او هم يك هواپيماي يك موتوره خريد سوار شد و به جايي خورد و مدتها بيمارستان بود اين باعث شد كه بقيه پول را به او ندهند تا عقلش کامل شود به خاطر همین قرآن مي گويد: فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً وقتي رشد را از او احساس كردي آنوقت تکلیف می آید تكليف مُنزّل من عنداللَه، بر اساس موقعيت شخص است هر شخصي در هر وضعيتي كه دارد در آن وضعيت تكليف براي او محرز مي شود و شكل پيدا مي كند الان من قادر هستم براي اين كه نماز را در حال استقامت بخوانم الان كه من ميتوانم نماز ظهر را در حال استقامت و صحّت و اتيانِ به همه اجزا تامةً بخوانم، در اين ظرف تكليف، تكليف من همين است نماز در حال استقامت، و این مطلب بسیار دقيقي است كه خيلي از موارد در اسنتباط و در اجتهاد به درد مي خورد، و ما تكليف بطیّ و ...نداريم، تكليف بر اساس موقعيت شخص اختلاف پيدا مي كند یک بحث ریشه ای اصولی است، در همان موقعيت مي آيد وقتي من كمرم درد ميگيرد موقعيت و موضوع براي تكليف تغيير پيدا مي كند من می شوم انسان مريض در حدي كه كمرش درد مي كند و نماز را جالساً مي خواند و بیشتر كمرش درد مي كند نماز را بخوان مستلقيا در موقع اضطرار نماز را بخوان مضطراً در موقع رفع حرج و رفع اضطرار، در موقع جنگ و متارکه و در موقع نماز غرقاء و خوف در همه موارد تكاليف بر اساس آن موضوع شكل مي گيرد اگر شخصي در اين موقعيّت و در هنگام صحّت، نماز صحيح نخواند و صلاة را مستلقيا خواند، در هنگام زوال که شخص نمي تواند بايستد و فرض كنید كه كمرش درد مي كند و نمي تواند برخيزد و بايد در حال استراحت باشد الان چه تكليفي دارد صلاة مستلقيا، يا با وضو يا با تيمم ولی صلاة مستلقيا است نه جالساً و نه قائماً هيچ كدام، اگر الان صلاة را در حال جالساً خواند اين صلاة تام است اشكال ندارد. این صلاة، صلاتي است كه در حال تمام انجام شده و نماز را در حال تمام خوانده، نه اين كه نماز را در حال تمام خوانده است و بايد چون شارع صلاة تام الاجزاء را در حال صحّت و سلامت از او خواسته است اين صلاة به نحو ناقص مورد تقبل است تا وقتي كه اين تام شود و دوباره بايد خوانده شود، در مورد صلاة اين مطلب را داريم يعني اگر شخص صلاة را تام خواند یا كسي كه در حال مرض صلاة خواند الان صلاة واجب خوانده قضي صلاة تامى بهذه الخصوصيى و بهذه الماهية و هذا الوجود و قضي عنه و لا يجب عليه اعاده بعدالصحة بعد رفع المرض فلا يجب عليه الاعاده این نماز را خوانده، در اول ظهر كه نماز واجب شده است نماز را خوانده، ده دقيقه بعد خوب شد، اصلا بلند شد و دوید! نماز ديگر واجب نيست، چه كسي گفته دوباره واجب است؟ الان در اين ظرف، نماز تام بوده يا ناقص؟ تام بوده، مصلحت ملزمه را اتیان کرده چه مصلحتی مترتب براین است؟ چه مصلحت فائته ای را باید تدارک کند؟ تكاليف فرق ميكند نمازي كه در اين جا الان هست، با مسئله حج فرق مي كند در مورد نماز گفتم دليلي بر اعاده نداريم الان نماز را در حال صحت خوانده چه دليلي دارد دوباره بخواند زماني در مجلسي بوديم سؤالي مطرح شد كه اگر شخصي به جايي مسافرت برود و نماز ظهر و عصر را نخوانده است، اين الان چه كند؟ اگر قصد ده روز كند نماز ظهرش فوت كند اگر قصد نكند مي تواند هر دو نماز را شكسته بخواند چه بايد بكند؟ آيا حرام است قصد كند و نماز ظهر و عصر را بخواند؟ يا اين كه مي تواند قصد كند و نماز ظهر فوت شده؟ شخصي كه صاحب رساله است گفت نبايد قصد كند بلكه بايد قصد سفر كند عمداً تا اين كه بتواند به نماز ظهر و عصر برسد! حالا نظر آقايان چيست؟ رفقا، چه بايد بكند؟ آيا واجب است كه عمداً قصد سفر كند در حالي كه نيّت اقامت دارد این قصد توطن عشره ایام، این جری عادت است، چون اصلا نیّتش نیت اقامت است او می گفت باید قصد سفر کند تا نتواند عشره ایام باشد تا بتواند نمازش را بخواند! آيا تكليف به ظهر و به عصر موجب نمي شود كه انسان مانعِ براي اداي تكليف را بردارد؟ مانع اداي تكليف چیست؟ مانع اقامۀ عشره ايام است؟ نماز اين قدر اهميت ندارد برای انسان كه به واسطه عشره ايام یک نماز فوت شود؟ انسان قصد سفر مي كند و نمازش هم فوت نمي شود او این استدلال را می کرد و مرحوم پدرم حرف نمی زد و نگاه مي كرد و شخصي به ايشان اعتراض كرد و گفت نماز به نسبت واجبِ مطلق نيست بلکه واجبِ مشروط است.

