جلسه ۲۵
5روايت چهارم روايت صفوان از عبد اللَه بن سنان عن أبی عبداللَه علیه السلام قال: المملوک إذا حجّ و هو مملوک ثم مات قبل أن يعتق أجزأه ذلک عن الحجّ فإن أعتق أعاد الحج پس در اينجا حضرت اینطور مي فرمايد روايت ديگر اكيدتر از اين است عن مسمع بن عبد المك عن أبي عبداللَه علیه السلام قال: لو أن عبدا حجّ عشر حجج ثم أعتق كانت عليه حجة الاسلام اذا استطاع الی ذلک سبیلاً حضرت مي فرمايد اگر ده بار هم مكه برود بايد حجة الاسلام را تكرار كند در حالي كه در روايت بالا فرمودند حجة الاسلام را انجام داده است در روايت بالا در مورد مملوك داريم والعبد اذا حج به در اين جا مي فرمايد ولو حج عشر حجج ثم أعتق كانت عليه حجى الاسلام در بالا داریم حجى الاسلام را انجام داده حضرت مي توانست بگويد كانت عليه الاعاده در اينجا تصريح مي كند كه حجى الاسلام را بايد در زمان عتق و حريت هم انجام دهد اين حجى الاسلام در زمان رق هم كه انجام دادي حضرت تصریح دارد این چطور مي شود؟
مطالب از نظر روايت روشن شد در مورد مخالف هم اگر نظر رفقا باشد در سال گذشته عرض كرديم كه در مورد مخالف داريم كه حضرت در بعضي از موارد خلاف، در آن جايي كه شخص ناصبي و معاند باشد، حضرت مي فرمايد كه يجب عليه در جايي كه شخص ناصبي نيست بلكه مخالف است اصلا نمي داند، مستبصر مي شود مانند سني هائي كه الان هستند و معاند نيستند مانند خود مردم عوام چه مي فهمند و اطلاعي ندارند اينها حج انجام مي دهند حضرت نمي فرمايد فيجب عليه مي فرمايد أن يحج أحب اليّ بهتر است انجام دهد يا اني احب أن یعید دوست دارم يعني الزامي نيست مسئله، دوست دارم حجي را كه حاج انجام مي دهد با ولايت ما باشد نه بدون ولايت ما حج بدون ولايت به اندازه كاهي نمي ارزد قبول ندارید؟ در اين دنيا قبول نكنيد، انشاللَه می رویم در آن دنيا گريبان ما را بگيريد كه گفتيد حج بدون ولايت علي به اندزه كاهي ارزش ندارد!

