جلسه ۲۵
4اين روايت را كنار رواياتي كه در مورد عبد است مي گذاريم، تا مطلب روشن شود بعد مي گذاريم در كنار رواياتي كه در مورد صبي است و بعد در كنار رواياتي كه در مورد حج مخالف است و بعد معاني زيبايي از آن به وجود مي آيد وقتی که روايات را در كنار هم قرار دهیم آن وقت می فهمیم منظور خدا كه فرموده: … وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ ... ﴿آلعمران، 97﴾ اين حج البيت به كدام مرتبه از مراتب وجود انسان بر مي گردد روايت صدوق را عرض كرديم و هو مملوك أجزأه الي مات قبل ان یعتق و إن اعتق فعلیه الحجّ روايت دوم روايت صدوق است سمعت عن ابی عبداللَه (علیه السلام) مسئله مربوط به صبي است اذا حجّ به فقد قضي حجة الاسلام حتي يكبر والعبد اذا حج به فقد قضي حجة الاسلام حتي يعتق مسئله عبد هم همين است عبد وقتي كه حج برود حجة الاسلام را انجام داده ولی اين تا وقتي است كه در رقيت است وقتي كه عتق شد بايد انجام بدهد چطور در اينجا جناب شيخ حكم به استحباب نكرده است؟ و هر دو را حجة الاسلام كرده است؟! در اینجا تصریح به حجه الاسلام است و از اين مهمتر در مورد صبي حضرت مي فرمايد كه حجة الاسلام را انجام داده فقد قضي حجة الاسلام حتي يكبر، اينجا است که ما باید كلمات بزرگان را بياوريم، آنچه را كه ايشان فهميدند تا بدانيم منظور امام (علیه السلام) در اينجا چه بوده است تا دچار اشتباه نشويم روايت ديگر روايت موسي بن جعفر است، علي بن جعفر (نه این علی بن جعفر این علی ابن جعفر فرزند امام صادق (علیه السلام) نیست البته بسیار بزرگوار است علي بن جعفر كه در قم است بسيار آثار جلالت دارد.
یک علي بن جعفر در دو فرسخي مدينه دفن است كه از او این روايت نقل شده است) عن اخیه موسی بن جعفر علیه السلام قال: المملوك اذا حج ثم أعتق فانّ عليه اعادى الحجّ در اینجا روایت تصریح به وجوب است و شكي در اين نيست فإنّ عليه إعاده الحج را دیگر نمي توانيم بگوييم مستحب است و جايي براي استحباب ندارد.

