جلسه ۲۳
5منتهي بايد ببينيم حالا كه شارع شرط استطاعت را گذاشته، آيا يك امر خلاف عرف است؟ به طوري كه الان مطرح است كه حتما بايد با هواپيماي چهار موتوره آمريكايي سوار شوند و پياده شوند و پانزده ميليون هم در جيبشان پول باشد؟ يا اين كه نه، وقتي شارع ميگويد:"من استطاع اليه سبيلا" يعني توان و قدرت براي حج از تو متمشي باشد. يعني بنده مي توانم پياده بروم چرا نروم؟ مي توانم با قوت كم بروم یا فرض كنيد كه مي توانم يك مقداري بروم در آن جا كار كنم. كساني كه از كشورهاي آفريقايي مي آيند جنس مي فروشند و خرجشان را هم درمي آورند. خوب اين واجب است، و بايد برود. من خيلي مواردي شنيدم، که فرض کنید اطبّا و يا كاركنانی که با كاروانها ميروند تا كار انجام دهند، ميگويند اين ها حجشان درست نيست! چون مستطيع نيستند! خیر، حجشان درست است چه اشكال دارد يك نفر به عنوان كارگر يا خدمتكار در كارواني در عين خدمت اعمالش را هم انجام دهد؟ اين شخص طبیب یا کارگر و یا سایر حِرَف بايد به حج بروند.
استطاعتي كه شارع در اين جا گفته از كجا ما اين استطاعت را درآورديم؟ كه شخص نميتواند در حج كاري انجام دهد؟ از كجا درآمده؟ اين فهم عرفي ، البته فهم عرفي هم نيست بلکه فهم فقهي است، اين فهم فقهي از كجا پيدا شده كه شخص در موقع سفر نبايد كار انجام دهد؟!! و اگر انجام دهد مستطيع نيست؟!! كدام يك از روايات نسبت به اين مسئله ناظر است؟!! بلکه ما حتي خلاف اين را داريم كه بايد برود كار كند و ما اين مطلب را قبلا در روایات مسئله حج توضيح داديم.
پس مطلبي كه از اينجا بدست آمد اين بود كه استطاعت یک مسئله عرفي است و مسئله عرفي براي هر فردي مصداق خاص خود را دارد. استطاعت براي فرد یک فرد با تحصيل زاد و راحله است، و استطاعت براي یک فرد به طور مشي است، و استطاعت یک فرد با تحصیل زاد به یک مقدار مشخص است، و استطاعتی هم هست که حتي امام علیه السلام ميفرمايد نان و زيت بخورد، اين هم مسئله اي است كه در سال گذشته از آن فارغ شديم.

