جلسه ۲۳
4مسئله در این موارد در اختيار است ولي در مسئله حج اين همه تأكيدي كه شارع نسبت به قضيه حج كرده، اگر"من استطاع" را نگويد، مني كه الان احساس می كنم كه شارع اين را واجب كرده تصور ميكنم بايّ نحوكان ولو متسكّعاً هم كه شده بايد حج را انجام بدهم، لذا شارع رأفه علي العباد و رحمه علي العباد و منّه علي العباد، استطاعت را به عنوان یک امر عرفي آورده، كه اگر ميتواني بدون مشقّتِ فوق العاده و بدون تكلّف انجام دهی، بايد انجام دهي. در مورد نماز انسان وقتي در بيايان براي تحصیل طهارت مي رود، مگر نداريم كه بايد چند كيلومتر به چهار طرف برود؟ اگر از اراضي خصبه باشد يا اراضی صعبه باشد. اين دو فرق ميكند. سهله باشد تفاوت دارد. آن براي چيست؟ به خاطر اين است كه شارع اين مقدار را محدّد كرده است، در حالی که شارع مي توانست دو يا سه برابر این مقدار را مشخص کند، يعني اين مقدار براي تحصيل طهارت كفايت مي كند بيش از اين مقدار صعوبت و ضيق است که در اين جا مورد نظر نيست.
شارع می گوید وقتي آب پيدا نكردي و به طهارت نرسيدي تيمم كن، مي توانست بگويد كه دو برابر برو، به جاي اين كه يك ساعت دنبال آب بگردي سه ساعت بگرد، مي توانست بگوید يا نه؟ شايد انسان بعد از سه ساعت به آب برسد، فرض كنيد آبادي بيش از اين مقدار فاصله است كه اگر بخواهد برود بيش از اين مقدار طول ميكشد مثلاً سه ساعت طول ميكشد، گرچه به وجود ماء هم قطع داشته باشد، ولی شارع ميگويد نه بايد تيمم كني. چون يك صعوبت زايد است.
اين تعبير شارع "من استطاع اليه سبيلا" در اين جا به خاطر دفع اين شبهه است، چرا كه اگر شارع بگويد "لله علي الناس حج البيت" من فکر می کنم بايّ نحو كان و لو كنت مريضاً و لو كنت في غیر الصحّه و لو بدون زاد و راحله و قوت عيال و بدون همه چيز، بايستي بروم حج انجام بدهم. مثلا در موقع صلاة ظهر وقتي که واجب می شود دیگر تحصیل قوت عيال شرط نيست، چه عيال قوت داشته باشد يا نداشته باشد، بايد نماز را شروع كرد.

