جلسه ۲۲
2«ثُمَّ مَنَّ اللَه عَلَیْهِ بِمَعْرِفَتِهِ وَ الدَّیْنُونَةِ بِهِ عَلَیْهِ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ أَوْ قَدْ قَضَى فَرِیضَتَهُ» حضرت فرمودند: «قَدْ قَضَى فَرِیضَتَهُ وَ لَوْ حَجَّ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ» این یک دسته.
اما دسته دوم؛ «سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ وَ هُوَ فِی بَعْضِ هَذِهِ الْأَصْنَافِ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ» یعنی اصلاً جزء اهل تسنن است «نَاصِبٍ مُتَدَیِّنٍ» یعنی روی مکتبش، روی مرامش پا فشاری دارد ولکن متدیّن است «ثُمَّ مَنَّ اللَه عَلَیْهِ فَعَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ یَقْضِی حَجَّةَ الْإِسْلَامِ فَقَالَ یَقْضِی أَحَبُّ إِلَیَّ وَ قَالَ کُلُّ عَمَلٍ عَمِلَهُ وَ هُوَ فِی حَالِ نَصْبِهِ وَ ضَلَالَتِهِ ثُمَّ مَنَّ اللَه عَلَیْهِ وَ عَرَّفَهُ الْوَلَایَةَ فَإِنَّهُ یُؤْجَرُ عَلَیْهِ إِلَّا الزَّکاةَ»1. در اینجا معلوم میشود مقصود از این ناصب مخالف است، و این مخالفتش از آن دسته اول قویتر است، یعنی یک آدمی است که روی مرام خودش که مرام اهل تسنن است ایستاده حالا جزء سلطنت یا حکومت است که جنبه مخالفت دارد یا اینکه جزء همین افراد ابوحنیفه و نِحلۀ این اشخاص است که روی مرام خودش ایستاده، یک آدمی است که روی این مرام و مکتب خودش محکم است.
معنای نُصب در اینجا به معنای قُرص بودن در همان مکتب خودش است، بخلاف اولی که لا یَعرِفُ هذا الامر اصلاً هیچی نمیفهمد یک آدمی عامی که اصلاً هیچ چیز سرش نمیشود، نه شیعه میفهمد چیست نه سنّی، نه عُمَر میفهمد کیست، نه علی. این چیست؟ از این قضیه خبر ندارد در هر دوی اینها حضرت میفرماید باید که: یقضی ـ اَحبُّ الیه، پس معلوم میشود در این مورد بهتر است که قضا کند. این مورد نظر حضرت است، روایت دیگری است که آن هم به یک طریق دیگر همین مسأله را میرساند.
تلمیذ: متدیّنها، متدیّن به نصب هستند؟
استاد: نه، نه، متدیّن
تلمیذ: متدیّن هیچ تکلیفی بغیر از نصب ندارد؟
استاد: ناصب متدین یعنی در تدین........
تلمیذ: دینش همان نُصبش است، طریقه و روشش همان نصب است میتوانیم اینجا سه دسته بکنیم، یک دسته که اصلاً هیچ معرفتی ندارد. یک دسته همین ناصبٌ متدیّنٌ، یک دسته هم روایت همان معاویه است که میفرمایند اصلاً اعاده بکنند، متوسط هم باشد بازهم....
- ـ التهذیب ج 5 ص 9.

