جلسه ۲۲
6همین عایشه بنت الشاطی اسم دختر خودش را یا اسم خواهر خودش را زینب میگذارد، این کتاب هم از اینجا شروع شد زینب بطلة کربلا که نوشته بود، از اینجا شروع شد، که اسمش را زینب گذاشت و رفت شروع کرد به تحقیق کردن، پدرش برای دختری که بعد از این به دنیا بیاید نذر کرده بود.
اسمش را زینب گذاشت و بعد هم رفت به دنبال تحقیقات خودش و آمد این کتاب زینب بطلة کربلا را نوشت، و مقایسه بین حضرت زینب و آن سپهبد عایشه کرده بود. که آن چه کرده بود؟ این چه کرد؟ آن چکار کرد؟ این چکار کرد؟ این بر خلاف دستور پیامبر وَ قَرْنَ فِي بُيوتِكنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ اَلْجٰاهِلِيةِ اَلْأُولى ﴿الأحزاب،33﴾ آمد به حمایت از برادر و...... مردم را شوراند برای خونخواهی و این حرفها. آبرو دیگر نگذاشته! یعنی برای عایشه آبرو نگذاشته است. حالا حضرت به این عایشه بنت الشاطی میگویند: اَنجس من الکلب؟! اصلاً یک همچین چیزی معقول است؟!
ببینید وقتی که ما به مجموع موارد استعمال نَصب نگاه میکنیم متوجه میشویم که در عرف آن زمان [در دو معنا استعمال میشده است]. ببینید همینکه میآید از امام علیه السّلام سؤال میکند ناصب چه کسی است؟ اینکه از امام سوال میکند مگر خودش عرب نیست؟ این مگر خودش در میان اجتماع نیست؟ مگر معنای ناصبی را نمیفهمد؟ معلوم میشود معنای ناصبی در آن موقع یک معنای عام بوده که به دو طریق و دو مورد ناصب اطلاق میشد است. یک موردی که سابّ است این همانی است که امام علیه السّلام تفسیر میکند من نَصبَ لنا العداوة یعنی اصلاً اقدام بر عداوت میکند، مثل ابوحنیفه یا اقدام بر عداوت مثل یحی بن اکثمها مثلاً این قاضیها مثلاً ابویوسف قاضی و ابوحنیفه.
ولی آیا شافعی مصداق برای ناصب هست یا نه؟ یعنی شافعی که اشعاری راجع به اهلبیت دارد که واقعاً اشعار خیلی عالی است. راجع به أمیرالمؤمنین راجع به مَن لم یُصّلِ علیکُم لا صلاةَ لَهُ و امثال ذلک که دارد آیا امام صادق به شافعی ناصب و نصب له العداوة میگویند؟! نه نمیگویند، ابوحنیفه چرا، ابوحنیفه مصداق بارز نصب له العداة هم هست و یک آدم خیلی بیتربیتی هم بوده، ابوحنیفه یک آدم بیادب و بیتربیت بود و خیلی به امام صادق جسارت میکرده، جلوی امام صادق که میرسید یک گوشهای خودش را مثل موش میکرد و به خاطر اینکه از دسته خودش را نیندازد تعریف میکرده که: من دو سال پیش امام صادق بودم. ولی پشت سر امام صادق میگفته این هیچ چیز نمیفهمد، این سواد ندارد، این هیچی ندارد و وقتی روایت امام صادق به گوشش میرسید مسخره میکرد ـ یک عبارتهای خیلی زنندهایی ـ راجع به قرعه کشی و راجع به سهم «لِلْفَارِسِ سَهْمَانِ وَ لِلرَّاجِلِ سَهْمٌ»1 در آنجا میگوید: من خر را با آدم عوض نمیکنم خیلی عبارتهای جسارت آمیزی در آنجا داریم، که بعد آن راوی میگوید که این روایت از پیغمبر است میگوید: هر که میخواهد گفته باشد، خب این نصب العداوه است.
- ـ وسایل الشیعه ج 15 ص 103.

