جلسه ۲۲
5یا در سوریه باز بهتر است. بسیاری از این افراد در آنجا ائمه جماعات هستند، در ترکیه خیلی از این افرادشان که جزء وزارت اوقاف هستند اینها محبّ اهلبیتند ولیکن مخالفند، حنبلی یا حنفی هستند حتماً لازم نیست که هر کس عامه باشد بیاید فحش بدهد.
یا در مصر، مصر که اصلاً به محبت اهلبیت معروفند، من با عدهایی از آنها که الآن هم سنّی هستند صحبت میکنم، اصلاً اسم بچههایشان را علی، فاطمه و اینها میگذارند. در همین سفری که دو، سه سال پیش با رفقا به ترکیه رفته بودیم، آنجا عدهایی سنّی بودند که اصلاً خودشان را از نظر طریقت منتسب به امام سجاد میدانستند، میگفتند: ولّی ما، امام ما، امام سجاد است. و صحیفه سجادیه را ادعیهاش را میخواندند و حفظ بودند و من به رفقا گفتم اینها هیچی کم ندارند. فقط یک اشهد اَنّ علیا ولی اللَه کم دارند و الا چیز دیگری از ما کم ندارند، دستشان را هم این طوری میگذاشتند، مهر نمیگذاشتند ما هم به اینها اقتدا کردیم. بله، ما هم اقتدا کردیم، منتهی ما مهر گذاشتیم، ما مهر داشتیم، کاغذ و چیزی بود گذاشتیم و خیلی هم از ما خوششان آمد، خیلی هم پذیرایی کردند و خیلی هم محبت داشتند، صحبت هم کردیم ـ مترجم داشتیم وگرنه کلاهمان پس معرکه بود ـ خب این چیست؟ به این افراد میشود گفت ناصبٌ متدینٌ آدم ناصبی است، یعنی مخالف است، ولی متدیّن است. یعنی در مرام خودش و در اعتقاد خودش دین دارد. از روی بی دینی ناصبی نیست. آنهایی که فحش میدهند آنها از روی بی دینی فحش میدهند. ناصبٌ غیر متدیّن ولی این نه. این تدیّن دارد یعنی از روی تشرّع و از روی فهمش نسبت به حقانیّت این را پذیرفته در عین حال هم مخالف است. این را امام میفرماید: اَحبُّ اینکه این حج را انجام بدهد.
قسم سوم ناصبی است که حضرت میفرماید: اَنجَسُ من الکلب حضرت به اینها نمیگوید اَنجَس من الکلب. یعنی واقعاً اگر امام با یکی از این افراد برخورد کند میگوید اَنجَسُ من الکلب؟! الآن اینها که فرض کنید در مصر هستند و اسم بچه شان را فاطمه میگذارند، علی و حسین و زینب میگذارند، حسین و حسن الآن در مصر از اسامی خیلی رایج است.

