جلسه ۲۲
3استاد: نه، تدیّن نه به معنای تدین به حق، چون اگر تدیّن به حق داشته باشد دیگر نُصب معنا ندارد. نه، متدیّن در اینجا یک معنایی است که یعنی معتقدٌ، یعنی ناصب است اما اعتقاد دارد. اعتقاد داشتنش یعنی از روی عقل و از روی نیّت و از روی قصد، دشمنی آن بخاطر نُصبی که دارد نیست، آن مخالفتی که دارد از روی دین و از روی اعتقاد این را انجام میدهد، نه از روی لج و لجبازی و غرض و لجاجت و اینها چون اگر بخواهد از روی آن باشد آن وقت سابّ میشود.
مسأله ناصبی مسأله ساب است که حضرت میفرمایند: «اَنجَسُ من الکب» آن قضیه پیدا میشود. در آن روایت دیگر از امام سؤال میکند که اگر ناصبی در اینجا بود؛ حضرت فرمودند:فاشدخ رأسهُ بالحجر اِلّا تخاف1 اگر ترسی از دولت و حکومت نداری با سنگ سرش را بکوب، روایت هم زیاد است، در این قضیه چند روایت است فاشدخ رأسهُ بالحجر یا بالحجر الاسود یا روایتی که در مورد و سالتهُ عن الناصبِ فقال هو اَنجَسُ من الکلب معلوم است که منظور ناصبٌ متدینٌ نیست، و لذا در ناصبٌ متدینٌ معنایش این است که ناصبی از جهت مخالفتش است.
با اولی فرق میکند که ناصبی نیست، آن اصلاً هیچ نمیفهمد یک عوامی که اصلاً هیچ نمیفهمد، اما دومیّ نه، افرادیاند که در مکتب خود پافشاری هم میکنند و محکماند ولیکن مؤدباند. آدم با ادب، با تربیت، احترام اهلبیت را هم میگذارد ولکن خودش مخالف است و اصلاً جزء مخالفین است از آن پر و پا قرصها و پای کارها.
متدیّن یعنی مُلتزمٌ. مُلتزم به اعتقاد خودش است، نه متدین به دین حق، اگر بود دیگر نُصب معنا نداشت.
تلمیذ: یعنی متشرعه بودن نیست؟
استاد: بله همان معنای التزام و تشرّع و اینها را میدهد یعنی روی عقیدۀ خودش ایستاده و این کار را میکند حالا عقیدۀ خودش که فحش به امام صادق نیست، عقیدۀ خودش خلافت عُمر است. عقیدۀ خودش فتوای ابوحنیفه است. فتوای شافعی وحنبل است. طبق عقیدۀ خودش است ولکن امام صادق را میفهمد، امام باقر را میفهمد، اهلبیت را میفهمد، اما این مکتب را اختیار کرده است. و از این افراد هم خیلی بودند، خیلی بودند! و حتی افراد عالِم هم بودند، عالم را که دیگر نمیگویند لا یعرف هذا الامر. افراد عالمی که اینها جزء مخالفین ائمه بودند و برای خودشان مکتب داشتند و در عین حال تعریف امام را هم میکردند.
- ـ وسائل الشیعة ج28 337 6 باب حکم الغلاةوالقدریة.... ص: 334 حَدِیثٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الْعَسکريَّ ع کَتبَ إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِنَا فِي کتابٍ فِي حَقِّ الْغُلَاةِ قَالَ وَ إِنْ وَجَدْتَ مِنْ أَحَدٍ مِنْهُمْ خَلْوَةً فَاشْدَخْ رَأْسَهُ بِالصَّخْرَةِ.

