اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۱

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ(7) - ۴/۵/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۲۱

6
  • خب به مقتضای این روایت آن ناصبی که در مقام نصب است اصلاً اعمالش قبول نیست. این واجب القتل است باید به قتل برسانی، لذا روایتی که در این‌‌‌جا حضرت می‌‌‌فرمایند: ناصب کلاً حج را باید انجام بدهد، و همین طور در روایت بعدی که امروز خواندیم، به نظر می‌‌‌رسد که در این‌‌‌جا، طبق همان قاعدۀ صحت و بطلان عبادت، این اقتضا می‌‌‌کند که حج باطل است و باید حج را دوباره انجام بدهد. و امّا اگر فرض کنید که ناصب در این‌‌‌جا به معنای مخالف بطوری که در روایت معاویة العجلی، منظور از ناصب همان اهل خلاف بود، در پایین روایت داریم «نَاصِبٍ مُتَدَيِّن» یعنی ملتزم است منتهی خب شما را قبول ندارد، امام را قبول ندارد ولی متدین است، به کسی که فحش می‌‌‌دهد سبّ می‌‌‌کند متدین نمی گویند، این تدین ندارد این‌‌‌که در این روایت داریم این «نَاصِبٍ مُتَدَيِّن» همان نظریۀ ما را که دو جور نصب در این‌‌‌جا داریمرا تأیید می کند.

  • یک نصب، نصبی است که در مقام سبّ است و متدّین نیست، این را حضرت می‌‌‌فرمایند: «فَلْيَحُج»، «فَعَلَيْهِ الْحَجُّ» واجب است حج انجام دهد. چون حجش باطل بوده، این اصلاً مرتد حساب می‌‌‌شود و این واجب القتل است. یعنی قتلش جایز است. جایز القتل است و این حجش اصلاً باطل است. لذا حضرت می‌‌‌فرمایند: «فَلْيَحُج». ناصب دوم، ناصب به معنای مخالف است که از این روایت هم همین بدست می‌‌‌آید این را حضرت می‌‌‌فرماید: «وَ لَوْ حَجَّ کان أَحَبَّ إِلَيَّ» این بهتر است که برود حجش را دوباره انجام بدهد. چرا؟ چون حجش صحیح بوده حج باطل که نبوده مثل این سنّی‌‌‌های بیچاره که آنها میلیون‌‌‌ها نفر بلند می‌‌‌شوند می‌‌‌آیند اصلاً هِر را از بِر تشخیص نمی‌‌‌دهند نمی‌‌‌فهمند ابوحنیفه کیست؟! امام صادق کیست؟! 

  • یکی از رفقا بود می‌‌‌گفت: در یک سفر داشتیم نگاه می‌‌‌کردیم دیدیم یک خانواده اندونزی آمده بودند آن جلو می‌‌‌خواستند لباس‌‌‌هایشان را عوض کنند مرد و زن همه لباس‌‌‌هایشان را درآوردند و شروع کردند به شستن در تشت، می‌‌‌گفتند حالا این‌‌‌ها را بعداً می‌‌‌پوشند می‌‌‌روند مسجدالحرام. این چه می‌فهمد!؟ بابا این‌‌‌که لباسش را همین‌‌‌طوری در می‌‌‌آورد و بعد هم می‌‌‌شوید که طاهراً، مطهّراً، متطهّراً با حال طهارت و خلوص نیت برود طواف کند، این‌‌‌ها حالا اهل خلافند؟ حالا این‌‌‌ها حجشان باطل است؟ نه بابا کجا باطل است! خدا از همین ها قبول می‌‌‌کند و شاید هم از آن‌‌‌ها بیشتر از ما هم قبول کند، واقعاً جداً می گویم!! آدم این‌‌‌ها و صفایشان را واقعاً می‌‌‌بیند می‌‌‌گوید با این وضعی که ما داریم کار ما زار است. همین قدر می‌‌‌فهمند، فهمشان همین قدر است، درکشان همین قدر است، حالا حضرت بیاید بگوید نه این‌‌‌که بلند شده آمده در این‌‌‌جا، این حجش باطل است و باید دوباره برود انجام بدهد!! معلوم است حجش درست است منتهی حضرت می‌‌‌فرمایند: اگر این فهم پیدا کرد، پول هم داشت «أَحَبَّ إِلَيَّ» خب بیاید یک حجی را با ولاء انجام بدهد. این بهتر نیست!؟ یک چیز طبیعی است که حضرت در اینجا می‌‌‌گویند که این حجی را که انجام داده در حال خلاف بودهالآن بیاید حج با ولاء انجام بدهد تا اثرش را بیشتر متوجه بشود، که بین این و آن چه فرقی است.