جلسه ۲۱
2شما میگویید: آن در زمان رقیّت است، خب ما هم میگوییم این هم در زمان عدم استطاعت است، آن تبّدل موضوع از رقیّت به حرّیت موجب تبّدل تکلیف است، خب ما هم میگوییم در اینجا هم تبّدل موضوع است، در عدم استطاعت حَجّة الاسلام انجام داده است.
خیلی خب حالا وقتی که مستطیع شد یک حَجّة الاسلام دیگر برایش ثابت میشود. شما میگوئید دو تا حَجّة الاسلام نداریم، ما میگوئیم آنجا هم دو تا نداریم، مرغ یک پا دارد زور هم نزنید.
شیخ طوسی هستی مخلصت هستیم روی چشممان، ولی دیگر با فرمایش امام صادق نمیتوانی شاخ به شاخ بشوی، حواست باشد. هر کاری میخواهی بکنی ما مثل آنهایی نیستیم که میآیند و آبروی امام صادق را ببرند، ولی آبروی علامه مجلسی ریخته نشود. نه، صد میلیارد علامه مجلسی فدای یک ناخن گرفته شدۀ امام صادق هم نخواهد شد، هر چیز جای خودش را دارد.
اینجا در خود دلیل شیخ طوسی تناقض است. یعنی خود کلامی را که شیخ طوسی در اینجا آورد با ملاک خودش تناقض دارد، و همین طور بقیه هم همین فتوی را دادند، از اینجاست که میگوئیم اجماع همه کشک است. این مسأله چیست؟ در اینجا مسأله به این کیفیت است و راجع به روایت جمّال هم همین مسأله است، و همۀ این مطالب نسبت به این قضیه به این کیفیت است.
یک مطلب را در آخر در روز گذشته گفتیم که مربوط به حج ناصب بود، حج ناصب و آنهایی که در تحت ولایت نیستند، در بالا یک روایتی داریم که دلالت میکند براینکه ناصب اگر حج انجام دهد ـ آن هم باز روایت دیگری بودـ «لَوْ أَنَّ رَجُلًا مُعْسِراً أَحَجَّهُ رَجُلٌ کانَتْ لَهُ حَجَّةٌ فَإِنْ أَيْسَرَ بَعْدَ ذَلک کانَ عَلَيْهِ الْحَجُّ وَ کَذلِکَ النَّاصِبُ إِذَا عَرَفَ فَعَلَيْهِ الْحَجُّ وَ إِنْ کانَ قَدْ حَجَّ»1 باید حج را دوباره انجام بدهد، حالا با توجه ـ اینجا جای دقّت است ـ به اثبات وجوب حج به نصّ روایت؛ برای کسیکه معسر است و بعد به حال یُسر میرسد ـ با توجه به این مسأله ـ حضرت اَردفَه بناصب را در ردیف این قرار دادند. یعنی فرمودند: «وَ کذَلِک النَّاصِبُ إِذَا عَرَفَ» وقتی که شخص ناصب مستبصر بشود و اهل ولاء بشود «فَعَلَيْهِ الْحَجُّ» حضرت میفرمایند: واجب است حج را انجام بدهد، این ظهور «وَ إِنْ کَانَ قَدْ حَجَّ» اگر چه این حج را انجام داده است. روایت نسبت به این مسأله ظهور دارد، که این شخص هم باید حجش را دوباره انجام دهد. حالا ما کاری نداریم به اینکه این در ردیف آن معسر قرار گرفته، همین که حضرت میفرمایند: «وَ کذَلِکَ النَّاصِبُ إِذَا عَرَفَ فَعَلَيْهِ الْحَجُّ وَ إِنْ کانَ قَدْ حَجَّ». «فَعَلَيْهِ» دلالت بر وجوب میکند ، علیه یعنی بر اوست، یعنی بر ذمۀ اوست، عَلی به معنای ذمّه میآید ، به معنای اختناق میآید، به معنای حکومت میآید، یک همچنین معنایی دارد.
- ـ التهذیب ج 5 ص 9.

