جلسه ۲۱
8اگر یادتان باشد مدتها قبل من عرض کردم که اصلاً در مسأله کیفیت استحباب ما یک نظر خاصی داریم؛ در خیلی از موارد ما اصلاً استحباب نداریم خودمان انتزاع استحباب و استخراج این وصف را از مضامین ادّله میکنیم، ولی امام علیه السلام این حرف را نمیزند و نمیفرماید. اگر امام بگوید؛ میگوید مستحبٌ، ما این همه روایات درباره استحباب نداریم؟ این همه روایات درباره مکروه نداریم؟ این همه ادّله کراهت و این همه ادّله استحباب، خود امام گفته مستحبٌ، فیُستحسنُ، ینبغی، انّی اُحبّ، اینها همه دلالت بر استجاب میکند، یا مثلاً در مکروه میفرماید: هذا مکروهٌ یا آن نهیی که بواسطه قرائن استفاده کراهت از آن می شود، خب از اینها هم همین طور. وجوب و حرامش هم که مشخص است. در خود استحباب فی حد نفسه در اینجا مسأله است! در مورد استحباب باید ما توجه داشته باشیم.
اگر استحباب راجع به عمل مکرر باشد معنا این است که: آن عمل فی حد نفسه در موقعیت خودش تام و تمام است و وجوب انجام شده، حالا این اعاده انجام میشود.
فرض کنید یک شخصی نماز ظهر را فرادی خوانده و تمام است. و دیگر ملائکه هم از او طلب کار نیستند خوانده و آنها هم بردند بالا و آسمان چهارم، پنجم چسباندن و رساندهاند به عرش. و خدا هم قبول کرده، گفته حالا بالاخره از بنده خود قبول میکنیم. یکدفعه یک امام جماعت سیّد قُرشی میآید و خیلی قشنگ و خیلی خوب، میگویند که مستحب است آن نماز فُرادی به جماعت اعاده بشود، بله این میشود مستحب این دیگر واجب نیست یعنی ملائکه آن نماز اول را رفتند و به عرش خدا چسباندن.
آن هم چه نمازی، نمازی که به عرش خدا بچسبد. گفتش که این نماز تو بالا برود خدا کجا برود. خدا میگوید میخواهید نماز برایم بیاروید!؟ تحفه آوردید!
دیشب در روزنامه میخواندم در احوالات یک بنده خدایی بود میخواندم که ـروزنامه حوزه یک قسمتی بود داشتم نگاه میکردم ـ این قضیه را مرحوم دستغیب گفته بود، معروف هم هست؛ یکی از علما داشته نماز میخوانده و یک دفعه یک دهاتی میآید و صف اول و رکعت اول را میخواند و خب بعد رکعت دوم را میخواند و بعد رکعت سوم را خودش فُرادی میخواند و بعد مینشیند کسیهاش را باز میکند و پنیرش را میخورد، حالا صف اول! تمام مردم میگویند: آقا این چه وضعی است، برو گوشه مسجد بنشین، میگوید برو بابا، داد و بیداد میکنند آخر آخوند پیش نماز میگوید چرا این کار را کردی؟

