جلسه ۲۱
7پس با توجه به این قضیه روایاتی که در آن «أَحَبَّ إِلَيَّ» نیست و منظور ناصب است؛ این روایت دلالت میکند بر آن نصب اصطلاحی که عداوت و ابراز عداوت است. مثل همین افراد متجّری و افراد متحدّی که جسارت به ائمه میکنند، که اینها اصلاً واجب القتل هستند. کسی که واجب القتل است حجش که درست نیست، حجش باطل است، میخواهد انجام ندهد حجش باطل است. امام میفرماید: «فَعَلَيْهِ الْحَجُّ» باید حج را انجام بدهد و اما اگر نه، آن ناصبی باشد که در بعضی روایات دیگر هست، آن ناصب حجش درست است، ولیکن وقتی که مستبصر شد بهتر است حج را دوباره انجام بدهد.
غیر از زکوة که خب آن زکوة یک مورد خاص است. چون وجوبش وجوب تکلیفی است منتهی از باب اینکه مورد مصرف خاص برایش تعیین شده باید به مورد خاص خودش برسد.
پس بنابراین نظر ما نسبت به دو روایاتی که مربوط به ناصب هست در دو جای مختلف فرق کرد، در مورد ناصبی که سابّ است حج او باطل و باید انجام بدهد، ولی ناصبی که فقط صرفاً خلاف است در اینجا حجش درست است و مستحب است انجام بدهد، طبق روایات امام باقر و امام صادق علیهما السلام.
خب حالا فرضاً اگر کسی این مطلب را نپذیرد و بگوید: در اینجا یک نصب بیشتر نداریم و همان اطلاق که در آن روایت است؛ همان اطلاق هم در این روایت است و در این روایت هم سبّ نیامده و دلیلی بر افتراق بین دو نصب در اینجا وجود ندارد،و یک روایاتی در اینجا داریم که حضرت بنحو اطلاق امر به حج میکنند، بعضی روایتها با دقت و تفسیر بیشتر برای آن اطلاق حج را به استجاب تعبیر میکنند. اگر این مطلب را بگوئیم باید این مسأله را بگوئیم که لسان در تمام این روایات مربوط به ناصب که حضرت میفرمایند: لَأکرَهُ، یا میفرمایند: اُحبُّ اَن یعید، یا در آنجایی که میفرمایند: فعلیه اَن یحج و اِن کان قد حجَّ فلیحج، لسان روایت اقتضاء میکند این حجی که انجام داده است آن مصلحت اتیان نشده باشد، حج بلا حج است. این مسأله است. چون اینکه حضرت می فرماید: فلیحج.

