جلسه ۲۱
5یک نَصب هم داشتیم که در مقام مخالف بود، یعنی هر شخصی که مخالف بود این را میگفتند ناصب، ناصب یعنی به شخصی که اصلاً مخالف مکتب اهلبیت است، این را ما از مضمون روایات بدست میآوریم که در اینجا دو اصطلاح بوده؛ یکی در مقام عداوت و اظهار عداوت است و اطلاق ناصب به او میشد. یکی هم اینکه هر کسی که مخالف بود ولی در مقام ابراز عداوت نبود کاری به ائمه نداشت. مثلاً ائمه را مثل یک فقیه فرض میکردند و دنبال سایر مذاهب بودند، و شاید احترام هم میکرد حتی احترام هم میگذاشت ولیکن خب بالاخره آدم به هر که احترام میگذارد که تقلید نمیکند.
این همه افراد هستند که احترام میگذارند، تقلید که میکنیم، بله خب بعضیها میگویند به ما احترام میگذاری حتماً باید به ما ارادت هم پیدا کنی دست ما را هم ببوسی! نه بابا احترامت را میگذاریم تقلید را خودمان میدانیم، از یکی دیگر تقلید میکنیم. گفت مرید هستیم عاشق که نیستیم، هر چیزی یک حدی دارد دیگر.
نظر بنده این است که در اینجا آن نصبی را که امام علیه السلام میفرمایند: باید دوباره حجش را انجام بدهد، آن نصبی است که در حال سبّ باشد. اصلاً آن عبادت باطل است یعنی آنکه سابّ است، او مرتد است، حتی واجب القتل است، آن نصب واجب القتل است و این فرد مرتد است.
یعنی شخص شخصی است که در طبق روایت امام صادق علیه السلام «فَإِنَّ اللَه تَبَارک وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الکلب وَ إِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لَأَنْجَسُ مِنْهُ»1 حضرت در مورد ناصب میفرمایند: أَنْجَسَ مِنَ الکلب در مورد مخالف حضرت نمیگوید اَنجّس من الکلب، در مورد روایات خمس رفقا بروند ببینید، البته ما بحثش را کردیم در همین بحث طهارت انسان خیال میکنم این روایات را آوردیم که چطور کیفیت نجاست و قذارت درونی مقول به تشکیک است، در حالی که قذارت ظاهری مقول به تشکیک نیست، نجس است دیگر. ولی این باطن است که در آن نجاست داریم، اَنجس داریم و مراتب نجاست داریم اینها همه قذارتهای باطنی است که اینها هِی باعث می شود کدورت باطنی بیشتر بشود آن ظلمت باطنی اقتضاء میکند بیشتر بشود.
- ـ وسایل الشیعه ج 1 ص 220.

