جلسه ۲۰
5حالا با توجه به این قضیه فتوای مرحوم شیخ که میفرماید این روایت دلالت بر استحباب میکند، از کجاست؟ از کجا مرحوم شیخ میفرماید که این مستحب است؟ قوله علیه السّلام وَ ان اَیسَرَ فلیحُج محمولٌ علی سبیل الاستحباب یَدُّلُ علی ذلک الخبرُ الأول. خبر اول دلالت میکند؟! این که هیچ دلالت بر این مسأله نداشت. چون روایت در آن استحباب نبود، بلکه در روایت صراحت یا ظهور در وجوب بود؛ و قوله علیه السّلام فی هذا الخبر اِذاً قد قضی حَجّة الاسلام، ایشان همان اشتباه برایشان پیدا شده اینکه در این خبر دارد و قد قضی حجة الاسلام و تکونُ تامة و لیست بناقصة یَدُّلُ علی ما ذکرنا؛ دلالت میکند بر این که دیگر حج بر او واجب نیست، مرحوم شیخ دلالتش این است که؛ مگر حضرت نگفتند قضی حَجّة الاسلام و لیست بناقصة و تکونُ تامة. ما بعد از اتمام حج، چیزِ دیگر نداریم، حَجّةالاسلام هم انجام داده بود، وجوب هم انجام داده خب بعدش چیست؟ بعدش ناقصه، پس این فلیحج استحباب میشود.
در حالتیکه ما میگوئیم، نه! چرا شما فلیحج را استحباب میگیرید؟ بیا حَجّةالاسلام را تفسیر کن، امام علیه السّلام که میفرماید فلیحُج از کجا شما این یحج را حمل بر استحباب میکنید؟ مگر یحج ـ حالا نمیگوییم صراحت داردـ مگر ظهور در وجوب ندارد؟ چه اشکال دارد یک نفرحج تمام انجام بدهد و بر او واجب باشد یک حج دیگر انجام بدهد؟ اگر یک حج تمام انجام بدهد آیا به نذر و شبه نذر و امثال ذلک در سنوات مقبله آیا حج برایش واجب نمیشود؟! چون حج واجب انجام داده؟! بله واجب میشود.
ما میگوئیم همان علت وجوب حج در آن موقع الآن بصورت دیگر که یُسر است برای او حاصل شده است. خب چرا حَجّةالاسلام را دوباره انجام ندهد؟ اینها میگویند ما یک حَجّةالاسلام بیشتر نداریم، خب ما هم میگوئیم یکی بیشتر نداریم، حجّةالاسلام در یُسر یک حَجّة الاسلام است. لذا اگر شخص در حال یُسر حَجّةالاسلام انجام بدهد تا آخر عمر دیگر واجب نیست، ما هم همین را میگوییم، چرا ما بیائیم روایت را تحریف کنیم آیا برگرداندن ظهور فلیحج یا فعلیه اَن یحج یا یَجِبُ علیه واجبٌ که در مورد عبد بود، آیا این تحریف روایت نیست؟! یعنی ظهور یحج را ما بدون قرینه و بدون دلیل حمل بر استحباب بکنیم خب به چه دلیلی؟ جناب شیخ در اینجا چه قرینهایی ارائه میکنند؟! تا ما هم بفهمیم، خب ما نفهمیدیم فکر میکنیم میفهمیم، لذا مرحوم شیخ میفرمایند که: «یَدُلُّ عَلَى مَا ذَکرْنَاهُ وَ مَا أَتْبَعَ مِنْ قَوْلِهِ علیه السّلام وَ إِنْ أَیْسَرَ فَلْیَحُجَّ الْمُرَادُ بِهِ مَا ذَکرْنَاهُ مِنَ الِاسْتِحْبَابِ لِأَنَّهُ إِذَا قَضَى حَجَّةَ الْإِسْلَامِ فَلَیْسَ بَعْدَ ذَلکَ إِلَّا النَّدْبُ وَ الِاسْتِحْبَاب»1 هذا اول الکلام، این نکتهای است که تا بحال فقها از این مسأله ـ این یکی از موارد است ـ غافل بودند.
- ـ تهذیب الاحکام ج 5 ص 7.

