جلسه ۲۰
2موضوع عبد و رقیّت یک حَجّةالاسلام دارد، و موضوع حریّت یک حَجّةالسلام دارد. با هم فرق میکند.
نظیر این مسأله در مورد کسی است که او را به حج ببرند در آنجا هم مطلب به همین کیفیت است. البته دو تا یکی او را به حج ببرند حالا اونی که او را به حج ببرند آن را الآن روایتش را عرض میکنیم: «عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَه علیه السّلام رَجُلٌ لَمْ یَکنْ لَهُ مَالٌ فَحَجَّ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ أَیُجْزِیهِ ذَلِکَ عَنْهُ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ أَمْ هِیَ نَاقِصَةٌ قَالَ بَلْ هِیَ حَجَّةٌ تَامَّةٌ»1 این کفایت ازحَجّةالاسلام میکند، حج تامه است. این جوابی که حضرت دادند به این شخص که فرمودند: به عنوان حجّةٌ تامة و نفرمودند حَجّةالاسلام. این یک وقت شبهه نشود بر این که منظور در اینجا حجّة الاسلام نیست؟ چرا؟ چون جواب مطابق با سؤال است، سؤال از تمامیّت و نقصان نکرده، چون در مرتبه ناقص و تام، فاسدی بین آن دو نیست. ناقص به معنای باطل نیست که حج باطل باشد، یا یک جزئش ناقص باشد و باید تدارک کرد. مثل اینکه کسی روز دوازدهم سنگ نزده، رَمی نکرده این باید رمی کند و بعد از مکه باید بیاید رَمی کند و برود. یا اینکه یک شخصی نماز طواف نخوانده و باید بیاید نماز بخواند، و امثال این.
این نقصان حج در اینجا اخلال به حج نیست بلکه نقصان حج منظور عدم از برائت ذمه است. یعنی ذمه بری شده یا نه؟ حج تام یعنی حجی که مورد قبول است حج پذیرفته شده. خب این شخص سؤال میکند آیا این حج او حَجّةالاسلام است حضرت میفرمایند که: بله، این حج او حج تمام است.یعنی حَجّةالاسلام حساب میشود.
آن وقت استفادهای از این روایت میکنیم این است که اگر سال بعد باز بعضی از اخوان بخواهند او را به حج ببرند، این دیگر میتواند قبول نکند. چرا؟ چون حج تام خودش را انجام داده و طبق این روایت حجّش تمام است. بعد از حجّ تمام که همان حَجّةالاسلام است خب دیگر حجی واجب نیست، یا اینکه اجیرش کنند برای مکه میتواند قبول نکند، حَملهِ دار باشد و کاروان ببرد، میتواند قبول نکند. چون حج را بصورت تام در اینجا انجام داده است.
- ـ وسایل الشیعه ج 11 ص 40.

