اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۰

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ(6) - ۲۹/۴/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۲۰

1
  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • راجع به معنای حَجّةالاسلام و وجوبِ مرةً واحده دیروز عرض شد که: حَجّةالاسلام یک مرتبه واجب است و اِعاده نمی‌‌‌شود، گرچه ممکن است به عِللی حج برای سنوات بعد واجب باشد؛ بنذرٍ او شِبهِه اَو مصلحةٍ ولکن آن وجوب حج، وجوب حَجّةالاسلام نیست. وجوب حَجّةالاسلام همان مرةً واحده است، الی آخر العُمر. 

  • منتهی آن حجّة الاسلام در ظرف تکلیف خاص خودش واجب می‌‌‌شود، یعنی اگر فرض کنید یک شخصی ـ دیروز بحث عبد و أمه و این‌‌‌ها را کردیم ـ در حال عبودیت اَحجَّ بِهِ مولاه، این شخص یُعد حَجّة الاسلام و اگر تا آخر عمر این ادامه پیدا کند، این حجّة الاسلام صدق می‌‌‌کند، یعنی اگر به عبد بگویند شما حَجّةالاسلام را انجام دادی؟ می‌‌‌گوید بله انجام دادم. انجام داده رقّ است در حال رقیّت است می‌‌‌گوید حَجّةالاسلام را انجام دادم.

  • دلیل برای مسأله این است که اگر مولا در سنوات بعد ذهاب حج را به اختیار عبد بگذارد و افرادی این را ببرند، یعنی مال در اختیارش بگذارد یا این‌‌‌که اجازه بدهد مثلاً افرادی این عبدش را به حج ببرند عبد می‌‌‌تواند قبول نکند، چرا؟ چون حَجّةالاسلام انجام داده با این‌‌‌که این در اختیارش است، مولا مال در اختیارش گذاشته، زاد و راحله در اختیارش می‌گذارد، خود مولا بذل می‌‌‌کند، بذل زاد و راحله می‌‌‌کند یا این‌‌‌که دوستان مولا با اذن مولا این را می‌‌‌خواهند به حج ببرند، عبد می‌‌‌تواند بگوید که من حَجّةالاسلام را انجام دادم دیگر نمی‌‌‌روم، می‌‌‌تواند. درست؟ این دلیل براین است که قد قضی حجّة الاسلام، ولی خب این مرةً واحده این مرةً واحده یعنی همین، یعنی مرةً واحده مادامی که عبد، عبد است. و در تحت رقیّت است این مرةً واحده به مرةً ثانیه متبدل نخواهد شد. 

  • حالا اگر عبد آمد و معتَق شد، آمد حُرّ شد خب تبدل موضوع است، باز مرةً واحده حَجّةالاسلام واجب است. نه بیشتر یعنی حالا اِمّا در عرفات این عتق برای او حاصل بشود مثل این‌‌‌که در روایت امام صادق بود که آن حجّةالاسلامش به حساب می‌‌‌آید یعنی آن حَجّةالاسلام عبودیّت بر می‌‌‌گردد به حَجّةالاسلام حریّت؛ از آن حالت عبودیت بواسطه انقلاب موضوع بر می‌‌‌گردد به حریت، هیچ اشکالی هم پیش نمی‌‌‌آید یا این‌‌‌که خودش بعداً مستطیع بشود یک حَجّةالاسلام هم بر او واجب می‌‌‌شود. پس در واقع در این صورت این نقض وجوب حجّةالاسلام مرةً واحده نشد، حَجّةالاسلام مرةً واحده به وضعیت خودش باقی ماند منتهی موضوع در این‌‌‌جا تبّدل پیدا کرده است.